تبليغاتX
سلام علي آل ياسين
سلام علي آل ياسين
و امروز منتظر چشم به راهی است فریاد گر ... 
قالب وبلاگ
جـمعه آمــدن تــو پــایان ســیاه بـختی های زمــان است

و آغــاز تلالوی عــدالت ...

تــو رساترین تـفسیر عــدالتی

و شــیوا ترین تــرجمه ی حــقانیت

مـــا را بــرای درک عدالــت خــود مهــیا کــن

و بــا گــوشه ی چــشمی از مـصدر عـنایت خــویش

روشـنای بــالغ هــدایت را بــر مــا نـازل فــرما

.

.

مــا غـایب و او مــنتظر آمــدن مــاست
.
.

[ پنجشنبه 28 اردیبهشت1391 ] [ 14:21 ] [ ســـــــــارا ] [ ]
یار من یوسف نیا اینجا کسی یعقوب نیست

لحظه ای چشمانشان از دوریت مرطوب نیست

ای گل زیبای من از غربتت اشکی نریز

نازنین اینجا خدا هم پیششان محبوب نیست
 
نوبهارم در فراقت هیچ کس محزون نشد

منجی انسانیت اینجا شرایط جور نیست

گرچه در هر جمعه ای زیبا دعایت می کنند

این دعاها بر زبان است جنسشان مرغوب نیست

مهربان، اینجا همه مرعوب دنیا گشته اند

طوق ها بر گردن است و، هیچکس منصور نیست
.

.

[ پنجشنبه 28 اردیبهشت1391 ] [ 14:20 ] [ ســـــــــارا ] [ ]

فاطــمه یـعنی بـهارستان وحــی


فاطــمه یـعنی نــگارستان وحـــی

فاطــمه یـعنی تـمام عــالمین

فاطــمه یـعنی حــسن یـعنی حسین

فاطــمه یـعنی تــمام ســرنوشت 

نــیم لـب خـندیدنش بـاغ بــهشت 
.
.

بریز آب روان اسماء، ولی آهسته آهسته
به جسم اطهر زهرا، ولی آهسته آهسته
ببین بشکسته پهلویش، سیه گردیده بازویش
بریز آب روان رویش، ولی آهسته آهسته
بود خون جاری ای اسماء،هنوز از سینه زهرا
بنالم زین مصیبتها، ولی آهسته آهسته
حسن ای نور چشمانم حسین ای راحت جانم
بیایید ای عزیزانم، ولی آهسته آهسته
همه خواب و علی بیدار سرش بنهاده بر دیوار
بگرید با دل خونبار، ولی آهسته آهسته
روم شبها سراغ او به قبر بی چراغ او
بگریم از فراق او ، ولی آهسته آهسته

.

.

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج ...

[ سه شنبه 5 اردیبهشت1391 ] [ 13:29 ] [ ســـــــــارا ] [ ]
جز علي و پدرت، قدر تو را كس نشناخت 

شب قدري و بُوَد قدر تو پنهان ، زهرا

.

.

آسمان بي قراري ميكند و عرق شرم زمين جاري ميشود ،آنگاه كه تابوت تنهايي بانوي

بي نشان (فاطمه) سنگيني رنج بي منتهاي خود را بر شانه تجسم مظلوميت شيعه (علي)

مي نهد و از اين پس فريادهاي خاموش بقيع مونس تنهايي علي خواهد بود

.

.

طعنه از دشمنت ای دوست شنیدن تا کی؟  به بدن پیرهن صبر دریدن تا کی؟

پیش رو بودن و روی تو ندیدن تا کی؟  بار هجران تو بردوش کشیدن تا کی؟؟

دوست دارم دنیا رو بدم و برگردم به یک هفته پیش ..

به پنج شنبه و جمعه ای که تو صحن بین الحرمین قدم بر می داشتم ...

دوست دارم برگردم به لحظه ای که با دیدن گودال قتلگاه برای چندمین بار کل

وجودم لرزید و دنیا رو سرم آوار شد ...

دوست دارم برگردم به لحظه هایی که میرفتم یک گوشه و زل می زدم به گنبد طلای حسین [ع]

که از پشت شیشه ها معلوم بود و اون پرچم قرمز که حالم رو دگرگون می کرد ...

.

.

فاطميه آمد و آن همدم و مونس كجاست

شمع مي پرسد ز پروانه گل نرگس كجاست

در عزاي مادرت يابن الحسن يك دم بيا

تا نپرسند اين جماعت باني مجلس كجاست !!
[ جمعه 18 فروردین1391 ] [ 13:27 ] [ ســـــــــارا ] [ ]
هفت سین ما محبان امرالمومنین
تا ظهور منتقم باشد همین 
سین اول سب بر عثمان و ابوبکر و عمر
چون تمام فتنه ها را گشته اند مفتاح و در
سین دوم سیصدوده لعنت بی واهمه
بر عمر ان دشمن پر عقد و کین فاطمه
سین سوم سنگ باران کردن اهل جفا
سین چهارم سر بریدن ناصبی را از قفا
سین پنجم ساغر وحدت شکستن با خروش
هفته وحدت بود مخصوص جمعی دین فروش
سین بعدی سیف تیزی را مهیا ساختن
انتظار مقدمش را داشتن
سین آخر سر سپردن بر امام آخرین
مهدی حق وارث مولا امیرالمومنین

.

.

خدایا

کاری کن امسال 

یه مناسبت دیگه به تقویم اضافه بشه:

سالروز ظهور حضرت حجت |تعطیل| ..

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج ..

[ جمعه 4 فروردین1391 ] [ 0:58 ] [ ســـــــــارا ] [ ]
يك سال ديگه رو برام رقم زدي...هر چه بود گذشت...
... ...
خداي خوبم...
بخاطر تمام لحظه هايي كه منتظرم بودي و نيومدم من و ببخش...
بخاطر تمام لحظه هايي كه من و ديدي و من نديدمت من و ببخش...
بخاطر تمام لحظه هايي كه برام خوب خواستي و من بد كردم من و ببخش...
بخاطر تمام لحظه هايي كه اميدت و نا اميد كردممن و ببخش...
بخاطر تمام لحظه هايي كه برام وقت گذاشتي و من وقت نداشتم من و ببخش...
بخاطر تمام لحظه هايي كه تنهام نگذاشتي و من خودم و تنها ديدم بخاطر تمام لحظه هايي كه
بخاطر تمام لحظه هايي كه به مهربون بودنت ،
بخشنده بودنت ، آمرزنده بودنت ، بزرگ بودنت و بودنت ...
شك كردم .... من و ببخش..
بخاطر تمام لحظه هايي كه اشكهم براي كسي جز تو بود....
بخاطر تمام لحظه هايي كه خواهش ها و التماسام براي كسي جز تو بود...
بخاطر تمام لحظه هايي كه لذتها و شادي هام براي كسي جز تو بود...
من و ببخش..
يكسال ديگه هم گذشت و من باز به اين رسيدم كه...
خيلي ها به دعوت دل ساده ي من...
اومدند..
نشستند...
خنديدند ...
اما خيلي زود
شكستند و گسستند و رفتند....
تنها تو بودي كه
بريدم و نبريدي...
شكستم و نشكستي
گسستم و نگسستي...
خدايا...
دلم خيلي هواتو كرده...
امسال هم در دلم بنشين
و آنچه را كه شايسته خدايي توست...
برايم بنويس

.

.

خوش به حال سال شمسی که ماه دوازدهمش هم آمدورفت...
ولی...
ولی.. ماه دوازدهم ما هنوز نیامده...
السلام علیک یا حجه ابن الحسن...
تاکی منتظر بمانیم آقا...

.

.

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج ...

[ یکشنبه 28 اسفند1390 ] [ 15:1 ] [ ســـــــــارا ] [ ]

آيا زماني فرا خواهد رسيد كه باور كنيم در همين نزديكي‌ها

چشم‌هاي نگراني زندگيمان را هر روز مرور مي‌كند؟

چشماني مضطرب، كه منتظر است تا با خوب شدن ما دلخوشانه پا در ركاب ظهور نهد.

بياييم صادقانه يك بار هم شده بي‌نيرنگ دست بر آستان نيازش بريم و شرمگينانه بگوييم

اگر چشم به راه خوب شدن مايي تا بيايي چنين نخواهد شد؛ تا چنينيم ..

پس خود از خدا بخواه چنان شود

تو خود خوب مي‌داني كه امواج پرتلاطم و سهمگين فتنه‌هاي آخرالزماني مي‌رود

تا آخرين باقي‌مانده‌هاي اين بنيان را ببرد.ا

اي عزيز! بر ما ببخش كه چه بسيار دروغ‌گويان لاف ‌زن شده‌ايم.

آيا باوركردني‌ست با وجود ده‌ها و صدها و هزاران مؤسسه و مركز و بنياد

و محفل و شيفته، همچنان گرد غريبي بر روي شما باشد؟!

كه تو به اندازه يك باشگاه ورزشي نيز نزد ما مهم نيستي.

چه كسي باور مي‌كند؟

چه گناهي دارند جوانان علاقه‌مند به تو كه نمي‌توانند بلنداي عظمت تو را در فراز

مناره‌هاي مسجدي به نام تو جستجو كنند؟

چه تقصيري دارند نوجوانان عزيزي كه آنها را به اين پندار واداشته‌اند

كه نور معرفت تو را در ‍ژرفاي چاه عريضه جستجو كنند؟

اي مسافر غريب!

نمي‌خواهم دردي بر دردهاي تو باشم كه اين دلگويه‌هاي دل

دردمندست. و نه زخمي بر دل دوستان راستين تو، كه حساب آنها، نيك مي‌دانم از اين خطاب‌ها جداست.

زهي خوش خيالي است كه موج گوش‌آزار حضور بي‌حاصل برخي وقت‌گذران‌ها

را به ظهور صغرا تفسير كنيم كه نيمه شبها تابستان برخي مكان‌هاي منسوب به تو،

گواهي بر ناصواب بودن اين برداشت است...

خود خوب مي‌دانيم آنچه بر ما مي‌رود، نه ياد تنهايي‌هاي غريبانه تو، كه رفع نيازهاي پست دنيايي ماست..

و اين هجوم، نه براي آزادي تو از زندان غيبت، كه براي رفاه بيشتر خود است !!

به راستي كدام ‌يك از ما مدعيانيم كه آمدن تو را آن ‌گونه كه واقعيت خواهد يافت، برتابيم؟

تا چه حد خود را براي آن آمدن، مهيا ساخته‌ايم؟!

و ما آيا هرگز به اين فكر كرد‌ه‌ايم گريه‌هاي نيمه شب آن مسافر غريب براي چيست؟

بي‌گمان بخشي از آن مويه‌ها براي بي وفايي ماست ...

او مي‌گريد؛ اما نه براي عريضه‌هاي چاه‌ها؛ كه براي گرفتارآمدگان در چاه‌هاي خود خواهي ..

او مي‌گريد؛ اما نه براي فرو غلطيدن جوانان در ورطه‌هاي گمراهي كه براي سكوت دانشمندان ..

مي‌نالد . اما نه براي خود كه براي ما...

.

.

  با چشم مهربان تو تسخیر می‏شود این خواب‏ها که همسفر هر شب من است

یک روز مو به مو همه تعبیر می‏شود فرصت گذشت وقت زیادی نمانده است

تعجیل کن عزیز دلم دیر می‏شود

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج ..

[ یکشنبه 7 اسفند1390 ] [ 17:43 ] [ ســـــــــارا ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

ای شنواترین شنوندگان !
دعای ما را به اجابت
برسان
و باقی مانده ی
غیبت را به
حرمت محمد و آل محمد
بر ما ببخش
و صدای زیبای
انا بقیه الله
را در عالم
طنین انداز فرما...

!
.
.
در بهشت ایزدی گر پناهم ندهند
من به جهنم می روم باز با امید وصالت
گر برانیم از درت یا گر بسوزانی تنم
من باز می جویم درگهت باز هم می خواهمت
.
.
.
.
لینک دوستان