تبليغاتX
سلام علي آل ياسين





















سلام علي آل ياسين

و امروز منتظر چشم به راهی است فریاد گر ...

سؤال: گفتند چه فائده است در وجود امام غائب؛ و اعتقاد به چنين امامي چه اثري دارد؟
جواب: اما اعتقاد به امام غائب، متوقف بر وجود فائده نيست. اعتقاد به امام، مدخليت در ايمان دارد. پيغمبر اکرم(صلي الله عليه و آله وسلم) فرمودند:




مَن مَاتَ وَ لَم يَعرِف اِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةَ
آنکه بميرد و امام وقت خود را نشناسد، بمردن جاهليت مرده است.

 


و ديگر ايمان به غيبت در نزد خداوند از امور مهمه است. خداوند فرموده:



ألَّذِينَ يُؤمِنُونَ بِالغَيبِ


و تأثير بزرگي در ايمان و اخلاص دارد اعتقاد به ثواب و عقاب و بهشت و دوزخ و سؤال قبر و آنچه راجع به معاد است، همه از ايمان به غيب است و در ثبات و استقامت و از حدود خارج نشدن و طغيان نکردن، اثر عظيم دارد. به عينه همين آثار در اعتقاد به امام غائب است، مسلّم وقتيکه بداند که امام او موجود است و بر اعمال او حاضر و ناظر است بسيار فرق دارد با آن وقتي که بداند امامي نيست. چنانکه ما حسّاً مي بينيم کسانيکه جدّاً معتقد به او هستند و او را ناظر بر خود ميبيند، مردمان ساکت و افتاده و متواضع و خاضع و بي آزار و از معاصي و طغيان برکنارند. پس نفس اعتقاد بي اثر نيست و لو فرض شود که وجود او بي فائده است.(1) و صرف اعتقاد با عدم فائده وجودي چه بسا مطلوب حق باشد. چنانکه به نص قرآن خداوند از پيغمبران سابق و امتهاي ايشان پيمان بر ايمان به پيغمبر خاتم(صلي الله عليه و آله وسلم) گرفت با اينکه براي ايشان در آنوقت آثار وجوديه اي نداشت.

 

و اما فائده در وجود او با غيبت چنان نيست که شما از روي بي اطلاعي فرض کرديد که بي فائده محض باشد بلکه فوائد او از نظر شيعه بسيار است و جمله اين فوائد بر دو نوع است. نوعي عامه و نوعي خاصي مخصوص شيعيان و قسمي براي افرادي بخصوص.

اما فائده عمومي؛ اول: آنکه اگر وجود حجت خدا نباشد زمين استقرار ندارد.


لَو لاَ الحُجَّةُ لَساخَتِ الأرضُ بِأهلِها
اگر حجت نباشد، زمين اهلش را بخود فرو ميبرد.



دوم: اينکه امام از نظر شيعه دو جنبه دارد. جنبه ولايتي و جنبه امامتي. جنبه امامتي است که بستگي به حضور او دارد و اما جنبه ولايتي که عبارت است از تصرفات در امور کونيّه و بايد همه مقدرات تکوينيّه از نظر او بگذر که:

 

تَنَزَّلُ المَلائِکَةُ وَ الرّوُحُ فيهَا بِإذنِ رَبِّهِم مِن کُلِّ اَمرٍ
سَلامٌ هِيَ حَتّي مَطلَعِ الفَجرِ.



اشاره به آن دارد، موقوف بحضور او در ميان مردم نيست بلکه هر کجا باشد براي او يکسان است و فائده او از اين نظر عائد عموم ميگردد مانند رحمانيت حق که شال مؤمن و کافر و دوست و دشمن ميشود و وجهش اينستکه امام وليّ خداست و شأن ولي و معني او اينست که خداوند هر امري را که بخواهد در عالم جاري سازد از خير و شر، عمومي يا شخصي، بايد از مجراي وليّ انجام گيرد و هر فيضي که به هر کس برسد بايد از اين در باشد زيرا که باب الله و وجه الله است.

 

 
وَ بِکُم يُنَزِّلُ الغَيثَ وَ بِکُم يُمسِکُ السَّماءَ اَن تَقَعَ عَلَي الاَرضِ اِلاّ بِاِذنِهِ

و اين نحو از بهره و انتفاع همانست که خود حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) مثل خود را به خورشيد زير ابر زد. در جواب سؤال اسحق بن يعقوب چنين توقيع فرمودند: و اما وجه انتفاع از من در حال غيبت مانند انتفاع از خورشيد است در زير ابر و من امانم براي اهل زمين چنانچه ستاره گان امانند براي اهل آسمان و به همين مضمون از حضرت رسول اکرم(صلي الله عليه و آله وسلم) و حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام) نيز روايت شده است.

 


و اما فوائد خاصه که اختصاص به شيعيان دارد: اما آن قسم نوعيش آنستکه نوع شيعه مورد توجه آنحضرت است و از ايشان مخفيانه حمايت ميکند و دفع شر اشرار و کيد کفار و فجار مينمايد بطوري سرّي و غير مستقيم که هيچکس متوجه نميشود، نقشه هاي ظالمان را بر هم ميزند. تدبيرات خائنان را در هم ميشکند چنانچه خود حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در توقيعي که براي شيخ مفيد(عليه الرحمة) صادر فرمود به اين جهت اشاره فرمودند: «ما اگرچه جاگزين شده ايم در مکانيکه دور از مساکن ظالمين باشيم بر حسب آنچه خداوند براي ما و شيعيان ما صلاح در اين ديده تا ماداميکه دولت دنيا براي فاسقين باشد ليکن مع الوصف علم ما به احوال شما و خبرهاي شما احاطه دارد و چيزي از اخبار شما از ما مخفي نيست تا اينکه فرمود ما اهمال نمي کنيم در مراعاة شما و نه فراموش ميکنيم ياد شما را و اگر نه اين بود بلاها و شدائد بر شما نازل ميشد و دشمنان شما را در هم ميشکستند و نابود ميکردند، پس بپرهيزيد خداي جل جلاله را و ما را ياري و کمک کنيد بر دستگيري خودتان» (يعني کاري نکنيد که نزد خدا نتوانيم از شما دستگيري کنيم و شما را سزاوار آن ببينيم که بخود واگذاريم).

 

 

و اما فائده خصوصي که عائد بعضي از افراد بخصوص ميشود يا با سبب است يعني در اثر توسل و يا بدون سبب، بلکه عنايت خاصيست که از خود آنحضرت ميشود از جهت مصالحي که منظور ميکند و آنها اموريست:

 

(1) دستگيري از درماندگان.
(2) دادرسي بينوايان.
(3) رهنمائي راه گم کردگان.
(4) نجات دادن غرق شدگان.
(5) شفا دادن مرضي به اذن خدا بر سبيل اعجاز.
(6) وسيله سازي بر اداي قرض.
(7) رفع گرفتاري و عسرتها.
(8) نجات دادن از زندان.
(9) نجات دادن از دشمن و از مهالک و امثال ذلک.
(10) بشرف ملاقات او نائل شدن.

 


و آن امور را گاهي بوسيله اعوان خود انجام ميدهد و گاهي به دست خود. آنهم نوعا و غالبا به نحو نهاني و گاه هم به نحو عياني که خود را ظاهر سازد در حين انجام اينهم ابز نوعا و غالبا به نحو ناشناس. بطوريکه بعد ميفهمند حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) بوده و بسيار کم اتفاق افتد که او را بشناسند و اين امور را ممکن است گاهي براي دشمن خود يا ظالم و ستمگري نيز انجام دهد از جهت مصلحت. مثل اينکه اسباب هدايت او شود يا سبب تخفيف ظلم او شود بر دوستانش.

 

اما ملاقات حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در اثر توسل به نحو ناشناس بسيار است و با شناسائي بسيار کم. و کم شنيده که حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) خود را معرفي کند. اشخاصي که به خدمت آنحضرت رسيده اند بسيارند. بکتب مبسوطه مراجعه شود و معلوم است که اشخاصي که به خدمت رسيده اند منحصر به همانها که يادداشت کرده اند نيست. زيرا که هر کس به اين فيض رسيده خود را معرفي نکرده و داعي بر اظهار نداشته يا اگر معرفي کرده و جمعي هم مطلع شده اند به نويسندگان نرسيده که نام او و قصه او را درج کنند

+نوشته شده در جمعه 21 اردیبهشت1386ساعت17:51توسط سارا | |

 

و او تاریکی را خواهد شکافت....

+نوشته شده در جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت11:50توسط سارا | |