|
سلام.
تو این آپ فقط یه سوال ازتون دارم مایل بودید جواب بدید: احساس خودت رو در رابطه با ماه رمضان بنویس. یکی از دوستان این جمله ی زیبا رو نوشته بود با اجازه ازش استفاده کردم: عین روزهای خدا را زندگی می کنی.. و لحظه های ناب الهی را بی قرار می شوی... سحر که پر از مهتاب شدی.. آسمان را شایسته باش... هنگام افطار مبارک شو و تماشایی باش... التماس دعا دارم.
عمومی ترین خواسته ی انسان ها چیست؟
منتهای آرزوها و آمال اکثر بشریت، زندگی بی دغدغه است. آرامش، آسایش که به سان اکسیری دست نیافتنی شده است. آمار جنگ و خشونت، فقر مادی و فرهنگی، طلاق و گسست و... روز به روز افزون می شود. و ما انسان ها، باز هم آرامش روح سیر ناپذیر خود را در این اقلیم خاکی می طلبیم: خانه ی بزرگ تر، اسباب زندگی مجلل تر، وسایل رفاهی بیشتر و... در پوششی از ماشین آلات، خود را مخفی کرده ایم. تا شاید کاها آسان شود. اما خود آسوده خاطر نمی شویم. شاید ما امروز راه را گم کرده ایم و چنان شیفته ی زرق و برق دنیا شده ایم که خدا را فراموش کرده ایم بیایید آرامش را در کلام خدا بجوییم. خداوند آسایش را در آن نمی بیند که ما دیده ایم، زیرا: «هرکس از یاد من روی برگرداند، زندگانی سخت و پر مشقتی خواهد داشت» سوره طه «۲۰» ۱۲۴ « آگاه باشید! به ذکر الله دل ها آرامش می یابد» سوره رعد«۱۳» ۲۸ این نوای قرآن است که در بهترین لحظات به گوش می رسدو برطرف کننده ی مشکلات است. آرامش و آسایشی که روز و شب به دنبال آن هستیم، تنها یک کلید دارد: « ذکر الله» آیا در قلب من جایی دارد؟ زرها و زیورها، سراب های زیبای دنیا، عالمی پر از عیش و با تمامی امکانات و خواسته ها.. فقط این ها را می بینم و یک آرزوی همیشگی: خدایا می شود که بیشتر داشته باشم؟ آرامش من همین هاست، آسایشی که خواب را از چشمانم ربوده.. آسودگی به قیمت نا آسودگی، بساطی که بساط نیست دنیای من همه این است. اما به راستی خدایا! یاد تو در قلبم جایی دارد؟ نازه می فهمم که ذکر تو چه آثاری دارد و چه آسایشی برایم به ارمغان می آورد! خداوندا ! روزها و شب ها دیگر از آرزوهای دور و درازم ملول شده اند آسایش بیشتر، رفاه مادی و.. اما هیچ گاه از تو نخواسته بودم که ذکرت را در قلبم جای دهی. در قنوت هایم نخواسته بودم تا معرفت امام زمانم را جرعه جرعه چون عسل بر کامم بریزی. و در سجده های شکرم یادم نبوده که به خاطر نعمت ولایت امیرمومنان تو را شکر کنم.. خدایا! تا به امروز نمی دانستم که آرامش حقیقی تنها در سایه ی توجه و تذکر امام زمان «ع» ممکن است... یادم نبود پدر مهربانی دارم که او بیش از پدر و مادرم به یاد من است... نمی دانستم که می توانم برای این یگانه عزیز از خدا آرامش و آسایش طلب کنم. اما پروردگارا! گویا قلبم آرامتر شده ، افکارم آسایش یافته! و گویی هم اینک به بهانه ی همین کلمات و جملات آرام شده ام! آرامشی در سایه ی یاد تو و یاد عزیز تو.. به امید آرامش جاودانه، در پرتو یاد تو و یاد حجت تو... آیه به آیه تو را می جویم نوشته ی محمود زاده
آری احساس حضور امام زمان «ع» چشم دگری می خواهد:
دیدن روی تو چشم دگری می خواهد دلم از آتش مهرت شرری می خواهد باید از هر دو جهان بی خبرش گردانی هرکه از کوی وصالت اثری می خواهد تا مگر تیر دعایم به اجابت برسد ناله از سوز و نوایم اثری می خواهد لب خندان تو را دیدن و لبخند زدن چشم گریان ز گل پاک تری می خواهد... دلم سخت گرفتار توست.. می خواهم از این پس در هوای جان فزای حضور تو نفسی تازه کنم... و با تمام وجودم حضور پدرانه ات را احساس کنم.. ای مولای من! برای رسیدن به شیرینی حضورت کمکم کن! التماس دعا..
بر این سطور چه می نگاری قلم!
از چه کسی سخن می گویی؟ چه می توانی بگویی از مقام و عظمت کسی که جز آنها که عدل اویند او را نمی شناسند؟ مگر تو می توانی شناسای او باشی؟ با کدام کلمات؟ با کدام جملات؟ با کدام عبارات و اصطلاحات؟ همین قدر که می گویی او عزیز است و مهربان و کریم، و ما را با این همه غفلت و بی توجهی و گریز و نمک نشناسی از یاد نمی برد این ها را هم از خودش داری. پس حال که خود هیچ نداری خاموش ! بگذار کمی دل از او بگوید. بگذار لحظه ای تامل و درنگ کنیم تا ببینیم کجای عالمیم؟ کجای خلقتیم؟ ما را واگذار تا کمی به خود آییم، خود را بتکانیم ، از وابستگی های دنیا فاصله بگیریم، به بندگی خدا روی آوریم. امام زمانمان را صدا کنیم. ما را واگذار تا رو گردانیم از هرچه و هرکه از او رو گردانده است. ما رو واگذار تا بی توجه باشیم به هرکس که توجهی به او ندارد. بگذار تا دوستان واقعی اش را پیدا کنیم و پیروان حقیقی اش را بیابیم. نه آنها که می گویند شیعه ی اوییم، اما یکبار در هفته به یاد او نمی افتند... بس کن! ما را واگذار تا بیندشیم. خود را پیدا کنیم . خالصانه به مولایمان سلام کنیم. رو به قبله بایستیم ، دست بر سر گذاریم و بگوییم: «السلام علیک با بقیه الله فی ارضه» مولای من تنها خواسته ی ما آمدن شماست. چرا که در مقدم ظهورتان برکت است و رحمت، نور است و هدایت و البته انتقام است از دشمنان. و ما آن بهار را چشم به راهیم.. مولود نیمه شعبان بر همگان مبارک. التماس دعا...
نکند ندای «هل من معین؟» امام زمان«ع» در کربلای غیبت او
بی لبیک بماند! مبادا هلهله ی اهل کوفه صدای غربت حجه بن الحسن را به گوش ما نرساند! نکند قربه الی الله، بقیه الله را تنها رها کنیم...! به خدا غم های تاریخ عالم او را بس است. فرق شکافته ی علی «ع»، پهلوی شکسته ی زهرا «ع»، جگر پاره ی مجتبی «ع»، سر بالای نی شهید نینوا، زخم اسارت زینب کبری «س» و... ـ که جز با ظهور مداوا نمی شود ـ برای مالامال کردن قلب نازنینش از درد و غم کافی است. خوشا به حال آنان که هم اینک در محضر خورشیدند! میان ما مهجوران و آن حجت خدا اما ، جز نفسانیت، حجابی نیست. آری ، ابرهای تیره ی غفلت و معصیت است که خورشید جمالش را از دیدگان ما پنهان داشته است. ضمیر جهانیان به نزدیکی ظهور گواهی می دهد. «الله الله...! لا یسبقنکم...!» نکند از ما پیشی بگیرند ! نکند فطرت های پاک و عدالت طلب جهان در استقبال از موعود و بیعت با امام عصر«ع» از ما پیش افتند ! «فاستبقوا الخیرات» در میان سلسله ی انبیا، آنان که شوق و دل دادگی خود را به یوسف زهرا «ع» زودتر اظهار کردند درخشش مدال «اولوالعزم» را بر سینه هاشان دیدند. هفتاد و دو تن شهیدان کربلا را که «هل من ناصر ینصرنی» مولایشان را لبیک گفتند و ثابت قدم ایستادند ـ نگاه کنیم که چه حسرتی بر دل عالم و آدم گذاشتند.!!! ... اما هنوز فرصت باقی است. باید برای یاری امام عصر «ع» و قرار گرفتن در ردیف انصار آن حضرت شتاب کرد. خواه ناخواه و به یقین ، یاران و انصار او گل چین خواهند شد. .برگرفته از کتاب آشتی با امام عصر نوشته دکتر علی هراتیان.
|
About![]()
ای شنواترین شنوندگان ! Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 Links
پایگاه اطلاع رسانی حضرت مهدی
نازترین کسی که ...
خدا |