تبليغاتX
سلام علي آل ياسين





















سلام علي آل ياسين

و امروز منتظر چشم به راهی است فریاد گر ...

آخرین لحظات نماز را بارها تجربه کرده ایم،

آن هنگام که بر پیامبر اکرم(ص) و بندگان صالح خدا سلام می دهیم و

دست ها را به نشانه ی تکبیر حرکت داده، با سه الله اکبر از نماز

فارغ می شویم:

«ان الله و ملائکه......»

«خداوند و ملائکه اش بر پیامبر صلوات می فرستند. ای ایمان

آورندگان! شما نیز بر او صلوات و سلام بفرستید»

و این ندایی است که پس از آخرین تکبیر به گوش می رسد

و پیام الاهی را به گوش جان می رساند و صدای رسای مومنان

بلند می شود: « اللهم صل علی محمد و آل محمد».

و شهد این دعا را هر روز بر کام جانمان می ریزیم:

خداوندا! بر محمد و آل محمد صلوات فرست.

صلوات دعاست و حقیقت آن را باید در کلمه «صل» جست که از

همان ریشه ی صلاة است.

در معنای لغوی «صلاة» یعنی توجه، عنایت.

این دعا نشانه ی محبت ما به اولیای خداست، آن هم در یک جمله.

و اگر تا هنگام مرگ تنها دعای ما همین صلوات باشد، چه توفیقی

نصیبمان شده است!

صحنه محشر است، قیامت:

آن گونه که خدا مقدر فرموده هر روز عمر ما در محشر حضور می یابد

و بر اعمالمان گواهی می دهد، شنبه، دوشنبه و.....

جمعه پیشاپیش همه ی روزها قرار دارد.

روز جمعه در این تنگناهای محشر دست گیر عده ای می شود که بر

محمد و آل محمد صلوات کثیر فرستاده اند.

روز جمعه غیر از این گروه، کسی را شفاعت نمی کند.

می پرسند: صلوات کثیر چقدر است؟

در کدام وقت بهتر است؟ چگونه صلوات بفرستیم؟

فرمودند: صد مرتبه پس از نماز عصر روز جمعه می گویی:

«اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»

دعا برای فرج مولایمان، چه زیبا دعایی است که پس از صلوات

بر پیامبر و خاندانش مهم ترین دعای شیعیان است!

و باز هم نمازی دیگر و سلامی دیگر و تکبیری دیگر

و باز هم ندای جان بخش همیشگی...

و از حالا، دست ها را به حالت دعا بلند می کنیم و صلوات می فرستیم

چرا که این دعای ماست، دعای ما بر پیامبر و خاندان گرامی شان

و دعا بر تعجیل فرج آن بزرگواران.

این کلام پیامبر «ص» تا ابد پایدار است:

« کسی که هر روز و هر شب از روی شوق و محبت بر من

سه بار صلوات فرستد، بر خدا لازم می شود که او را در آن

شب و در آن روز بیامرزد».

التماس دعا...

برگرفته از کتاب آیه به آیه تو را می جویم نوشته ی محمود زاده

+نوشته شده در سه شنبه 24 مهر1386ساعت16:50توسط سارا | |

از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام

      گل کرد خار خار شب بی قراری ام

نا شد هزار پاره دل از یک نگاه تو

      دیدم هزار چشم در آیینه کاری ام

گر من به شوق دیدنت از خویش می روم

      از خویش می روم تا به خود بیاری ام

بود و نبود من همه از دست رفته است

      باری مگر تو دست برآری به یاری ام

کاری به کار غیر ندارم که عاقبت

       مرهم نهاد نام تو بر زخم کاری ام

تا ساحل قرار تو چون موج بی قرار

      با رود، رو به سوی تو دارم که جاری ام

با ناخنم به سنگ نوشتم ، بیا بیا

      زان پیش تر که پاک شود یادگاری ام....

التماس دعا..

+نوشته شده در سه شنبه 17 مهر1386ساعت17:35توسط سارا | |

افسوس که عمری پی اغیار دویدیم

از دوست بماندیم و به منزل نرسیدیم

سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم

جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم...

مرا چه به تجارت؟ مرا چه به دوست؟ من کجا و بریدن از اغیار

و به دنبال تو دویدن؟

من کجا و تو؟ من همان ام که دینم با ماه رمضان شروع می شود و با

عید فطر تمام!!!!

و فقط همان چند روز است که معنای غربت را می فهمم و بس.

من کجا و تو؟

من همان ام که افسوس همه چیز را می خورم، جز افسوس عمری که

دور از تو گذرانده ام.

من چه می دانم لبخند رضایت تو چیست؟

من چه می فهمم شادی مادر تو چه قیمتی دارد؟!

من کجا و تو؟

گفتند: شب قدر شب نزول قرآن است. «انا انزلناه فی لیله القدر»

می گویم: قرآن ناطق تویی.

ترجمان قرآن تویی.

آیات بینات قرآن در سینه ی توست.

تفسیر قرآن به لسان توست.

می گویند:شب قدر را هرکسی نمی داند چه شبی است؟

می گویم: مگر قدر تو را هرکسی می داند؟

مگر کسی به شناخت تو نائل شده است؟

گفتند: شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ «لیله القدر خیر من الف شهر»

می گویم: مگر ماهی بهتر از روی ماه تو می شود؟

تو که هزار هزار ماه برتری!

گفتند: در شب قدر ملائکه و روح نازل می شوند، به امر پروردگارشان.

« تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر»

می گویم: ملائکه خادمان درگاه تواند!

اینان که در شب قدر صعود و نزولشان به نزد توست!

اینان نامه ی تقدیر خلایق را امشب به نزد تو می آورند

تا تو سرنوشت همگان را امضا کنی.

این ها را گفتم تا بگویم:

هرچه کرده ام و هرچه هستم، که خودم می دانم پست پست ام،

امشب گدای توام و جز تو را گدایی نمی کنم.

می خواهم بگویم: امشب، شب ظهور قدر و منزلت توست.

می خواهم بگویم: اف بر روی سیاهم، اگر رهایی از زندان غیبت

به اندازه ی گرفتاری ها و مشکلات خودم برایم مهم نباشد!

می خواهم بگویم: عطشناک دعایت می کنم!

دیوانه وار ضجه ات می زنم!!!

واز خدای حسین«ع» به حق حسین«ع» شفای سینه ی سوخته ی

حسین را به ظهور تو می طلبم.

این پیش پا افتاده ترین کاری است که بنده ی آبرو رفته از تو می تواند

بکند.

این در مقابل سایه ی پدری تو هیچ است!

بمیرم برای چشمان اشک بارت!

بسوزم برای دل سوخته ات!

التماس دعا...

+نوشته شده در یکشنبه 8 مهر1386ساعت21:10توسط سارا | |

لغات، کلمات، واژگان!

گاهی وسیله ی ارتباط، گاهی خطرناک تر از سلاح های جنگی..

گاهی ملعبه ای بی فایده و گاهی جرقه ای در خلق ایده ای بی نظیر..

دنیایی پر رمز و راز که هر روز دریچه ای به دنیای مفاهیمی

تازه تر می گشاید..

دریایی ار معانی که مفاهیم بسیاری در بر دارد!

شاید هر روز و هر لحظه از این کلمات، انواع و اقسام استفاده ها

را بکنیم،

اما کم تر شده که از دریای معانیشان جرعه ای آب بنوشیم،

گاهی ساده از کنارشان می گذریم ، غافل از اینکه در پس این

سادگی دنیایی از معنی نهفته است.

یکی از این کلمات که شاید خیلی از آن استفاده کرده ایم،

کلمه ی ربط است.

گویا این کلمه بار سنگینی را به دوش می کشد و وظیفه دارد مفاهیم

بزرگی را منتقل سازد.

بی شک بارها و بارها معنای ظریف این کلمه را چشیده و دیده اید:

در پیوندی قلبی میان شما و مادرتان.

در این دنیای ارتباطات.

در سکوت پر تلاطم مرگ عزیزی، در میان هیاهوی گریه ی بازماندگان.

و در لا به لای کلمات قرآن:

« یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا...»

«ای اهل ایمان صبر پیشه سازید و یکدیگر را به صبر سفارش کنید

و مرابطه نمایید..»

ائمه (ع) چه زیبا معانی ژرف این واژه را صرف می کنند!

مرابطه یعنی ایجاد پیوند، پیوند اطاعت با امام منتظر.

ای اهل ایمان!

صبور باشید و همدیگر را به صبر سفارش کنید و در این غوغای غیبت

در پیوند با امام زمانتان مداومت کنید و معانی ربط را صادق سازید.

ریسمان ولایت را گره بزنید، محکم کنید، بر آن مداومت کنید و

مواظبش باشید.

در این ولوله ی آخرالزمان و حربه های مختلف، دین گریزی و شب های

غفلت از مولا و در این سال های سکوت که دین داری مثل نگه

داشتن آتش در کف دست است، خداوند برای اهل ایمانش یک

رهنمود مهم گذاشته است:

مرابطه با امام منتظر!

و امروز، در عصر آشوب و غوغا که انسان با ایمان، به سرعت یک چشم

بر هم زدن، ایمان از کفش می رود،

یگانه طریق نجات این است:

مواظبت و مداومت در توسل و توجه به به امام عصر «ع»!

مبادا که روزی و شبی بی یاد آن حضرت بگذرد!

نکند لحظات عمرمان در فراق آن عزیز، سپری شود که شیطان مدام

در صدد است تا رشته ی ارتباط با امام زمان را بگسلد .

یک چشم زدن غافل از آن شاه نباشید

شاید که نگاهی کند، آگاه نباشید...

التماس دعا...

+نوشته شده در سه شنبه 3 مهر1386ساعت3:52توسط سارا | |