تبليغاتX
سلام علي آل ياسين





















سلام علي آل ياسين

و امروز منتظر چشم به راهی است فریاد گر ...

اگر پدر و مادر مهربان و دوست داشتنی به سفر بروند و محل اقامتشان

معلوم باشد، توقع دارند که فرزندانشان با آنها تماس بگیرند و جویای

احوالشان باشند..

اگر یکی از فرزندان کمتر احوال والدین خود را بپرسد، به او

بی معرفت یا کم معرفت گفته می شود..

حال اگر جای آنها معلوم نباشد، می گوییم:

خدایا!

کاری از دست ما ساخته نیست، اما در عین حال کارهایی را انجام می دهیم

مثلا:

همواره به یادشان باشیم و برایشان دعا کنیم.

برای سلامتی آنها دعا کنیم و کارهای خیر انجام دهیم.

کارهای خیری که عموما انجام می دادند، انجام دهیم و آنها را به بوته ی

فراموشی نسپاریم.

سخنان مفید آنها را آویزه ی گوش قرار دهیم و به آنها عمل کنیم..

و...........

مسافر عزیزی داریم که سالهاست از محل اقامت او بی خبریم

ولی به حکم وظیفه باید به یاد او باشیم و توجه خود را از او برنگردانیم

چرا که او «پدر امت» است و بیش از والدین به گردن ما حق دارد.

او وجود مقدس قطب عالم امکان، حضرت حجة بن الحسن «عج»

است که بدون وجودش زمین و زمان در هم می رود..

حال که چنین است چرا او را فراموش کنیم؟

چرا در حد دعای بر او، گرد غفلت از دل و جان برنگیریم؟

مگر دعا بر فرج او گشایش کار ما نیست؟

پس جا دارد تنبلی و کم معرفتی را کنار بگذاریم،

تا آن روز که نگاهمان با نگاه ملکوتی حضرتش گره می خورد،

کمتر گرفتار خجالت می شویم..

خداوند آن روز را نزدیک گرداند و ما را از دعا گویان به آستان

مقدسش قرار دهد..

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست

هرکجا هست خدا یار و نگهدارش باد..

الهم عجل لولیک الفرج..

التماس دعا برای فرج مولا..

+نوشته شده در دوشنبه 28 آبان1386ساعت15:9توسط سارا | |

مولای من!

آفتاب از نام تو تکثیر شده و تمام جهان را فرا گرفته است،

و گرنه آفتاب ذره ای بیش نبود..

آسمان وامدار لحظه های تنهایی توست، شمیم معطر بهار

از حضور همیشه سبز توست...

ای جهان از وجود تو سرشار!

دیری است در کوچه باغ تنهایی عابر لحظه هایی شده ام که

یک روز از وجودت شکوفه باران خواهد شد...

مهربانا!

در کدامین کوچه پس کوچه های تنهایی به دنبالت بگردم،

پاهایم دیگر طاقت حرکت ندارند...

مولای من!

آفتاب چشمانت را از من دریغ مکن، بگذار دل مرده ام از نور

چشمانت جانی دوباره بگیرد..

ای تک سوار غریب به انتظارت می نشینم،

باشد که چشمانم به دیدار روی چون ماهت، مهتابی شود...

اللهم عجل لولیک الفرج..

التماس دعا برای فرج مولا...

+نوشته شده در شنبه 19 آبان1386ساعت14:50توسط سارا | |

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

     دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی

دائم گل این بستان شاداب نمی ماند

     دریاب ضعیفان را در وقت توانایی

مشتاقی و مهجوری دور از تو چناننم کرد

     کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی

ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست

      شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی

ای درد توام درمان در بستر ناکامی

      وی یاد توام مونس در گوشه ی تنهایی

حافظ، شب هجران شد، بوی خوش وصل آمد

شادیت مبارک باد، ای عاشق شیدایی.....

التماس دعا...

 

+نوشته شده در سه شنبه 8 آبان1386ساعت16:51توسط سارا | |

و آن هنگام که برادران یوسف از کرده ی خویش پشیمان شدند،

به نزد پدر آمده، طلب بخشش کردند که پدر جان!

برای ما استغفار نما، ما خطاکاریم، اما من پدری را سراغ دارم که پیش از

خواست برایمان استغفار می کند.

پدر جان می دانم که چه قدر دلت را شکستم..

چه قدر تنهایت گذاشتم...

چه قدر از یادت بردم و چه بی وفا فرزندی بودم برایت..

به هرکسی فکر کردم جز به تو..

به یاد هرکسی بودم جز تو و فراموش کردم که:

«القلب حرم الله فلا تسکن حرم الله غیر الله»

«قلب حرم خداست و نباید کسی را جز او در آن راه داد»

و شنیدم که برای شیعیانت استغفار می کردی که خداوندا!

از تقصیر شیعیان ما بگذر که آنان به اتکا محبت و ولایت ما گناه می کنند.

خدایا! اگر گناهشان در رابطه با توست، تو از آنان چشم پوشی کن که ما

از آنها راضی شدیم...

و من باز حرمت ات نگاه نداشتم...

اما پدرم!

تنها یاورم!

تو خود خوب می دانی که من جز تو کسی را ندارم..

اگر خطا و اشتباهی نمایم، باز هم فرزند توام!

فرزندی که به جرم و خطایش از خانه بیرون کرده باشند،

شب هنگام راهی جز بازگشت به منزل پدر ندارد.

من هم جز خانه ی تو پناهگاهی ندارم و با هر خطا و اشتباهی

دوباره باید به سوی تو باز آیم، اما....

خدایا!

از تو می خواهم که یاری ام کنی تا قدرش را بشناسم

و حرمت اش نگه دارم و با نیتی صادقانه به سویش گام بردارم

و خود را در آغوش پر مهر و پدرانه اش بیفکنم..

آمین!!!!

التماس دعا..

+نوشته شده در سه شنبه 1 آبان1386ساعت11:32توسط سارا | |