تبليغاتX
سلام علي آل ياسين





















سلام علي آل ياسين

و امروز منتظر چشم به راهی است فریاد گر ...

یکشنبه ششم ربیع الاول آغاز امامت مولامون هستش....

 

یه سوال :

 

یک سال دیگه گذشت تو این یک سال چه کارایی یا چه کاری واسه

 

امام زمانت کردی؟

 

لطفا کسایی که می خوان جواب بدن کامنت بذارن مرسی

 

التماس دعا برای فرج مولا...

 

اللهم عجل لولیک الفرج.....

+نوشته شده در شنبه 25 اسفند1386ساعت14:2توسط سارا | |

ما در سرتاسر عمرمان « تا کنون » چند بار اقوام و دوستان خود را

به مهمانی دعوت کرده ایم؟

برادر ، عمو ، خاله ، فرزندان آنها و .... از بین این همه سفره که برای

افراد عادی انداخته ایم، گاهی سفره هایی که برای دوستان نزدیک

پهن شده ، بیشتر در خاطرمان مانده است...

می خواهم از خود بپرسم :

چند بار تا کنون برای امام زمانت سفره انداختی؟

چند بار در طول عمرت به یادش بوده ای و واقعا و جدا او را به مهمانی

خود دعوت کرده ای؟

می گویی: چگونه او را به مهمانی خود فرا خوانم؟

می گویم : هر بار یک فرد مومن نیازمند را در بخشی ولو اندک ـ از رفاه

و شادی خود سهیم کردی ، می توانی امام زمانت را به میهمانی

خود دعوت کنی.

نیازی به دیدن حضرتش در خواب یا بیداری نیست.

اصل بر انجام وظیفه است.

و هریک از ما ، در برابر نیازمندان مومن ، در حد امکانات خود ،

مسولیت دارد.

می توانیم اجر و پاداش الهی این اعمال را به امام عصرمان «ع» هدیه

کنیم و گامی در راه تقرب به حضرتش برداریم ،

خصوصا در ماه شعبان که توجه نسبت به آن امام همام بیشتر می شود

و در صلوات هر روزه ی آن ماه می خوانیم:

« و ارزقنی مواساة من قترت علیه من رزقک بما و وسعت علی من فضلک...»

خدایا !

نیکی کردن به کسانی را که رزق خود نسبت به آنها سخت گرفته ای ،

روزی من گردان ، به سبب وسعت و گشایشی که از فضل خود

به من داده ای...

اللهم عجل لولیک الفرج....

التماس دعا برای فرج مولا....

+نوشته شده در چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت13:44توسط سارا | |

شاید شما نیز دیده اید اشخاصی را که در ذهن خویش از وجود مقدس

امام زمان «ع» جز شخصیتی شمشیر به دست که جوی خون به راه

می اندازد، گردن ها می زند و از کشته ها پشته می سازد، ذهنیت

و تصویر دیگری ندارند!

تاسف بارتر آن که این طرز تلقی و ذهنیت کاملا اشتباه خود را به دیگران

منتقل می سازند و سیمای مهربان و عدالت گستر آن حضرت را در اذهان

و افکار عمومی مخدوش می نمایند و آحاد جامعه را از ظهور آن مهر گستر

می ترسانند و از دعا برای ظهور ایشان (که تنها و تنها راه نجات است)

منصرف می دارند...!

و این از بزرگترین جفاها به آن وجود سراسر مهر و شفقت و رحمت است.

حتی برخی از دین باوران از روی مزاح یا عدم توجه به پی آمدهای منفی

کلام خویش، از جای شمشیر امام زمان بر روی گردن خود یا دیگران

سخن می گویند!

در یک برنامه ی رادیویی راجع به حضرت ولی عصر «ع» گفته شد که در یکی

از مدارس تهران، راجع به مساله ی ظهور، نظر سنجی به عمل آمده است.

هفتاد درصد دانش آموزان اظهار داشته اند که دوست ندارند امام زمان «ع»

بیاید!!!

و در پاسخ به این سوال که چرا به آمدن امام عصر «ع» تمایل ندارید؟

گفته اند: به خاطر اینکه اگر امام زمان «ع» بیاید، ما را گردن خواهد زد!

اینجاست که باید بر غربت امام خون گریست و در این مصیبت گریبان چاک

کرد. آیا غربتی بالاتر از این متصور است؟

امام مهربانی را که نه تنها دوستان و محبان، که دشمنانش به برکت او

زنده اند و نفس می کشند و روزی می خورند.

امام مهربانی را که از پدر دلسوزتر، از مادر مهربان تر و از برادر صمیمی تر

است،

امام مهربانی را که قرار است با آمدنش اشکی از گوشه ی چشم یتیمی

نچکد و کسی رنج گرسنگی نکشد و دردمندی از درد ننالد و گرفتاری در

حبس نماند و سفره ای بدون نان نماند و .............

امام مهربانی را که بناست انتقام مظلومان و ستم دیدگان تاریخ را بستاند

امام مهربانی را که قرار است غم ها را پایان، دردها را درمان و نابه سامانی

ها را سامان بخشد......

«شمشیر به دست و خون ریز» معرفی کردن جفایی بزرگ و گناهی

نا بخشودنی است!!!

اگر تاکنون از برق شمشیر آن حضرت سخن گفته ایم، باید به درگاه خداوند

توبه و استغفار آوریم و از ساحت مقدس آن مظهر رحمت خداوند به خاطر

این اتهام عفو و بخشش طلب کنیم...!

هیچ فکر کرده اید که چرا آن وجود مقدس را «طاووس اهل بهشت»

خوانده اند؟

شاید یکی از لطافت های این تشبیه آن باشد که وقتی طاووس

پر می گشاید، چشمها را خیره می کند.

آن حضرت نیز، آنگاه که ظهور می کند، با سیمای ملکوتی و سیره ی

الهی خویش، دیدگان را خیره و عقل ها را حیران خواهد ساخت.

در بخشی از زیارت امام زمان «ع» می خوانیم:

                    «السلام علی ربیع الانام و نضرة الایام»

                    «سلام بر بهاران دلها و طراوت روزگاران»

اللهم عجل لولیک الفرج....

+نوشته شده در جمعه 3 اسفند1386ساعت18:2توسط سارا | |