تبليغاتX
سلام علي آل ياسين





















سلام علي آل ياسين

و امروز منتظر چشم به راهی است فریاد گر ...

سال قبلم همینو نوشتم با اینکه تکراریه .....!

افسوس که عمری پی اغیار دویدیم

از دوست بماندیم و به منزل نرسیدیم

سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم

جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم...

مرا چه به تجارت؟ مرا چه به دوست؟ من کجا و بریدن از اغیار

و به دنبال تو دویدن؟

من کجا و تو؟ من همان ام که دینم با ماه رمضان شروع می شود و با

عید فطر تمام!!!!

و فقط همان چند روز است که معنای غربت را می فهمم و بس.

من کجا و تو؟

من همان ام که افسوس همه چیز را می خورم، جز افسوس عمری که

دور از تو گذرانده ام.

من چه می دانم لبخند رضایت تو چیست؟

من چه می فهمم شادی مادر تو چه قیمتی دارد؟!

من کجا و تو؟

گفتند: شب قدر شب نزول قرآن است. «انا انزلناه فی لیله القدر»

می گویم: قرآن ناطق تویی.

ترجمان قرآن تویی.

آیات بینات قرآن در سینه ی توست.

تفسیر قرآن به لسان توست.

می گویند:شب قدر را هرکسی نمی داند چه شبی است؟

می گویم: مگر قدر تو را هرکسی می داند؟

مگر کسی به شناخت تو نائل شده است؟

گفتند: شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ «لیله القدر خیر من الف شهر»

می گویم: مگر ماهی بهتر از روی ماه تو می شود؟

تو که هزار هزار ماه برتری!

گفتند: در شب قدر ملائکه و روح نازل می شوند، به امر پروردگارشان.

« تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر»

می گویم: ملائکه خادمان درگاه تواند!

اینان که در شب قدر صعود و نزولشان به نزد توست!

اینان نامه ی تقدیر خلایق را امشب به نزد تو می آورند

تا تو سرنوشت همگان را امضا کنی.

این ها را گفتم تا بگویم:

هرچه کرده ام و هرچه هستم، که خودم می دانم پست پست ام،

امشب گدای توام و جز تو را گدایی نمی کنم.

می خواهم بگویم: امشب، شب ظهور قدر و منزلت توست.

می خواهم بگویم: اف بر روی سیاهم، اگر رهایی از زندان غیبت

به اندازه ی گرفتاری ها و مشکلات خودم برایم مهم نباشد!

می خواهم بگویم: عطشناک دعایت می کنم!

دیوانه وار ضجه ات می زنم!!!

واز خدای حسین«ع» به حق حسین«ع» شفای سینه ی سوخته ی

حسین را به ظهور تو می طلبم.

این پیش پا افتاده ترین کاری است که بنده ی آبرو رفته از تو می تواند

بکند.

این در مقابل سایه ی پدری تو هیچ است!

بمیرم برای چشمان اشک بارت!

بسوزم برای دل سوخته ات!

امیدوارم امسال شب قدر متفاوتی رو تجریه کنید..

دعا برای فرج مولامون فراموش نشه

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج...........

+نوشته شده در پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت14:53توسط سارا | |

سلام دوستای عزیزم

تو این ماه پر خیر و برکت که همه به نوعی سعی در خوب شدن دارن

خیلی از وبلاگ نویسا رو دیدم طرح ختم قرآن دسته جمعی گذاشتن

خدا خیرشون بده خیلی حرکته خوبیه .....

منم تصمیم دارم اینجا همراه شما دوستای عزیزم

یک طرح ختم صلوات دسته جمعی  برای سلامتی و تعجیل در فرج امام زمانمون 

 شروع کنیم

!!!

صلوات دعایی است برای پیامبر و خاندان او ،

پس چه خوب است به هنگام ذکر صلوات دستان خود را به حالت دعا بلند کنیم !

صلوات دعاست و حقیقت معنای آن را باید در کلمه ی «صل» جست

که از همان ریشه ی صلاة است.

در معنای لغوی «صلاة» یعنی توجه ، یعنی عنایت.

پس معنای صلوات این است :

خدایا !

لطف و توجه و عنایت خود را شامل حال محمد و آل محمد « ع» بگردان !

دعای پاکی است ، ژرف و پر معنا !

این دعا نشانه ی محبت ما به اولیای خداست ،

آن هم در یک جمله .

دعا برای فرج مولایمان ، چه زیبا دعایی است که پس از صلوات بر پیامبر و خاندانش

مهم ترین دعای شیعیان است !

و باز هم نمازی دیگر و تکبیری دیگر

و باز هم ندای جان بخش همیشگی...

و از حالا ، دست ها را به حالت دعا بلند می کنیم و صلوات می فرستیم

چرا که این دعای ماست ،

دعا بر پیامبر و خاندان گرامی شان و دعا برای تعجیل فرج آن بزرگواران!

پس وقتی ذکر صلوات این چنین زیباست

چرا ما از ذکر اون غافل باشیم...!

هرکسی دوست داشت تو این طرح شرکت کنه

تو قسمت نظرات اعلام کنه.

در ضمن تعداد صلوات ها بر عهده ی خودتون هست

هر کس هرچه قدر که دوست داره و می خواد

تعدادش رو هم ذکر کنه.

التماس دعا دارم

دعا برای فرج مولامون فراموش نشه....

اللهم عجل لولیک الفرج...................

 

احسان۱۰۰ صلوات خودم۱۰۰۰ صلوات دوست۱۰۰ صلوات
سارا۱۰۰۰ صلوات مامان۱۰۰۰ صلوات محتاج دعا۱۰۰ صلوات
فنا ۱۰۰۰ صلوات زهرا۵۰۰ صلوات البرز۱۰۰۰ صلوات
محمدی۵۰۰ صلوات نادر۵۰۰ صلوات مهجور۱۰۰ صلوات
سید علی۲۵۰۰صلوات غریبه۲۰۰ صلوات توبه ۱۰۰ صلوات
امین۱۰۰۰ صلوات  فاطمه۲۰۰ صلوات مریم۲۰۰ صلوات
امیر۶۰۰ صلوات دلتنگ۱۰۰ صلوات اسماعیل۱۰۰ صلوات
آرزو۵۰۰ صلوات دلسپرده۵۰۰ صلوت دوستدار۳۱۳ صلوات
آزاد۵۰۰ صلوات یه روزی۵۰۰ صلوات هادی۱۰۰ صلوات
ققنوس۱۰۰ صلوات علیرضا۱۲۰۰ صلوات

+نوشته شده در شنبه 23 شهریور1387ساعت14:59توسط سارا | |

اگر شخصیتی بزرگ از کنار شما بگذرد و هیچ به او توجه نکنید ، آیا نوعی اهانت

محسوب نمی شود؟

اگر پدرتان در محلی وارد شود و شما برایش ادای احترام نکنید ، آیا عملا به او اهانت

نکرده اید ، گرچه زبان اظهار ارادت نسبت به او کنید؟

اگر دوستی از دوستانتان ، کنارتان باشد و شما به او سلام نکنید ، نوعی اهانت به

دوستتان نیست؟

و...

اکنون می پرسیم :

مگر امام زمان ما ، حجت خدا ، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در میان ما

حضور ندارد؟

مگر او از هر بزرگی بزرگتر نیست؟

مگر از حال ما بی خبر است؟

آیا این همه بی عنایتی و بی توجهی ما به ایشان ، نوعی توهین به ساحت مقدس

آن بزرگوار نیست؟

آیا وقت بیدار شدن از خواب غفلت نرسیده است؟

آیا وقت احترام گذاشتن به ساحت مقدسشان ، حتی به اندازه ی

یک دوست ! نرسیده است؟

اگر به زبان حضرتش را حجت خدا و مطلع از امور می دانیم ، که حق همین است ،

چرا ایشان را عملا از خود غایب می دانیم؟

چرا ایشان را عملا از زندگی های خود حذف کرده ایم؟

چرا دل خود را از محبت دیگران و گاه دشمنان ایشان انباشته ایم؟

آیا جایی برای محبت ایشان گذاشته ایم؟

یادمان نرد که حضرتش به سلام ما ، توجه ما ، محبت ما و کمک ما نیاز ندارد.

این ما هستیم که به او محتاجیم ، به یک گوشه ی چشمش ،

به یک نظر لطف و عنایتش ، به یک توجه خاص او!

همان گونه که خورشید به بهره وری افراد از نورش نیازمند نیست.

خورشید ، بی نیاز از همه ی مردمان نور خود را به کوه و دشت می تاباند.

این ماییم که به نور خورشید نیازمندیم.

امام عصر «ع» نیز به هیچ کس نیاز ندارد.

اما ایشان نیز آنقدر کریم و بزرگوار است که اگر ما یک قدم به سوی ایشان

برداریم ، یک توجه اندک به ایشان کنیم و یک بار به حضرتش خالصانه

سلام کنیم ، جواب می دهند ، اگر چه گوش های آلوده ی ما ، میزبان

آن پاسخ نورانی نباشند!

آیا با آن بزرگ ، این رفتار سزاست؟

خداوندا!

از آن همه توهین ها به ساحت مقدس ایشان ،

از خود آن بزرگ معذرت می خواهیم .

توبه ی ما را به کرم مولایمان پذیرا باش!

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج....

+نوشته شده در دوشنبه 18 شهریور1387ساعت16:0توسط سارا | |

اگر قرار باشد با پای برهنه ، مسافتی دراز در بیابانی پر تیغ بپیمایی ،

چگونه گام بر می داری ؟

آهسته و با احتیاط ، یا سریع و بی احتیاط ؟

اگر بخواهی یک دسته تیغ را بدون دستکش بر خلاف جهت از ساقه جدا کنی ،

چقدر سخت است ؟!

اگر بخواهی سنگی آتشین را برای مدتی در دست خود نگه داری ، چه مقدار طاقت می آوری؟

در پاسخ می گویی که مسافت را با احتیاط می پیمایم تا خاری ، حتی یک خار

در کف پایم فرو نرود و طاقت ندارم حتی یک تیغ در دستم فرو رود ، و نمی توانم

یک سنگریزه ی آتشین را حتی برای مدت بسیار کم در دست خود نگاه دارم!

آیا می دانی که دینداری ، یعنی نگه داشتن دین در دوره ی آخرالزمان از نگه داشتن

آتش در کف دست و رفتن خار در دستها سخت تر است؟

آیا می دانی حفظ تقوا و ورع الهی ، با تمام جوانب ، در این دوره به قدری دشوار است

که تمثیل بیابان پر تیغ هم ، شاید بسیار کوتاه و نارسا باشد ؟

آیا تا کنون به فکر افتاده ای که برای حفظ دین خود ، عاجزانه از خداوند بخواهی

که قلب تو را بر دین خودش ثابت بدارد؟

آیا خطر غرق شدن را به طور جدی احساس کرده ای تا « دعای غریق» را بخوانی؟

اگر خداوند به لطفش ما را از شر فتنه ها و آزمون های سخت آخرالزمان ، حفظ نکند

به کجا پناه ببریم؟

خدایا هیچ معبودی جز تو نداریم ، پس خودت ما را از شر فتنه های آخرالزمان نگاه دار!

ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب .!

فرا رسیدن ماه پر بکت رمضان رو تبریک عرض می کنم

آرزو می کنم رمضان تازه ای رو تجربه کنید

انشاالله که بتونیم جزو روزه دارای واقعی محسوب بشیم....!

الهی دستم گیر که دست آویز ندارم ، و عذرم بپذیر که پای گریز ندارم!

الهی اگر خامم پخته ام کن ، اگر پخته ام سوخته ام کن!

الهی من کیستم که تو را خواهم چون از قیمت خود آگاهم ، از هرچه می پندارم

کمترم ، و از هرچه می شمارم بدترم !

خدایا کمکم کن تو این ماه اونی باشم که تو دوست داری....!

التماس دعا....

اللهم عجل لولیک الفرج..........

 

 

+نوشته شده در سه شنبه 12 شهریور1387ساعت16:54توسط سارا | |

در میان این همه دوچرخه ، تعمیر کار کدام دوچرخه را تعمیر می کند ؟

در میان این همه فرش ، رفوگر کدام فرش را رفو می کند؟

در میان این همه لباس کدام یک از آنها شسته و بعد همه اتو کشیده می شود؟

و ...

معلوم است ، دوچرخه های خراب و ناقص ، فرش های پاره شده ، لباسهای کثیف

اینها است که به دست تعمیرکار و رفوگر و شستشو دهنده داده می شود.

حال اگر کسی دوچرخه ی خرابش را با نزد تعمیر کار نبرد ، آیا دوچرخه اش سالم

خواهد شد؟

اگر کسی فرش پاره پاره اش را به رفوگر نشان ندهد ، هرگز فرشش رفو خواهد شد؟

                                               ***********

آیا تا کنون غیبت را درد دانسته ایم  ؟

تا برای درمانش به طبیب مخصوص مراجعه کنیم ؟

طبیب مخصوص این درد جهانی است ، پس باید جهانی بیندیشیم و درد را نیز جهانی ببینم!

واقعیت این است که بیماری در سرتاسر بدن عموم ما گسترش یافته است.

اما فکر درمان نیستیم و از طبیب غافلیم .

به همین دلیل گاهی که درد به ما روی می آورد فشار سخت می شود ،

یادی از پزشک می کنیم و بعد هم مجددا به غفلت می افتیم !

آن یاد مختصر نیز به لطف اوست ، تا به ما بفهماند که علاج کجاست و چاره کجا باید !

شاید اغراق نباشد اگر بگوییم وقتی ما خود را به امام زمانمان نسپاریم ، چگونه

بخواهیم غیبتش را درد بدانیم ؟

اصلا آیا شناختی از او ، برنامه کار او ، چگونگی ظهور او و علت غیبت آن حضرت داریم ؟

اگر شناخت نداشته باشیم که در انجام وظیفه اولیه مان کوتاهی کرده ایم و مقصریم.

باید هرچه سریعتر این درد را درمان کنیم تا زندگی و مرگ ما زندگی و مرگ جاهلی

نباشد .

یعنی مرگ کفر و نفاق و ضلال نباشد .

اما اگر این ها را می دانیم با این همه خود را به او نسپرده ایم ،

برای ظهورش زیاد دعا نمی کنیم ،

ظهورش را ناگهانی نمی دانیم ،

بدی خود را از علتهای غیبتش به حساب نمی آوریم ،

ظهورش را بسط عدالت در سراسر جهان نمی دانیم و ....

چگونه او را صدا بزنیم ؟

آیا روزی برای رفع مشکل خود و خانواده و فرزندمان به وی پناه آورده ایم ؟

وقتی از کشتار بی گناهان در جای جای دنیا خبردار می شویم ،

بدان حضرت شکوه کرده ایم که :

مولای ما غیبت تا چند ؟ تا کی ؟

آیا ذهنمان ، فکرمان ، توجهمان ، دعایمان بدان سو رفته است ؟

پس بیاییم خود را به برکت آن پدر مهربان اصلاح کنیم و بعد خالصانه آن حضرت را بخوانیم

تا شاید محلی برای لطف باشد.

مامانم قراره فردا بره کربلا سال قبل با هم رفته بودیم اما انگار امسال من لیاقتشو

نداشتم ....

همه دعوت شدن به جز من ....

خیلی دلم هوای کربلا کرده...

دلم هوای حرم امام علی رو کرده....

اون آرامشی که تو حرمش به آدم می داد هیچ وقت فراموش نمی کنم...

بهترین لحظات زندگیمو اون روزا تجربه کردم

اما دیگه لایق نیستم

دلم انگاری گرفته قد بغض یا کریما ....!

اللهم عجل لولیک الفرج....

+نوشته شده در دوشنبه 4 شهریور1387ساعت10:57توسط سارا | |