تبليغاتX
سلام علي آل ياسين





















سلام علي آل ياسين

و امروز منتظر چشم به راهی است فریاد گر ...

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که دلشکسته ایم و خسته ایم نه

ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام ...

دوباره صبح ٫ ظهر ٫ نه ! غروب شد نیامدی

دوستاي عزيزم

به دليل مشغله ي زياد نمي تونم به نت بيام و به وباتون سر بزنم

شرمنده

التماس دعا دارم

اللهم عجل لوليك الفرج...........

+نوشته شده در پنجشنبه 25 مهر1387ساعت12:34توسط سارا | |

سگ نگهبان چه می کند؟

از خانه ی صاحبش نگهداری می کند ، صاحبخانه و بستگان و نزدیکان او را به خوبی

می شناسد و هنگام رفت و آمدنشان به آنها کاری ندارد .

اما همین که دید غریبه یا دزد یا ناشناسی به آن محل رو می آورد ، پارس می کند.

کاش بتوانیم در حد یک سگ نگهبان ، دوست و دشمن امام زمان «ع» را بشناسیم ،

به دوستانش کاری نداشته باشیم ، اما دشمن را که از او دور دیدیم ، لا اقل به

صدای بلند فریاد بر آوریم که :

« ای با غیرت ها ، همه ی شما و ما ، بر سر سفره ی احسان مولایتان نشسته اید و نشسته ایم.

پس چرا اجازه دهیم به دین ما و ایشان هجوم برند و اعتقاد به آن وجود شریف

مورد حمله قرار گیرد ، آنگاه ما و شما همچنان ساکت و بی توجه نشسته باشیم ؟»

ای کاش معرفت و شناخت ما از مولایمان ، حتی در حد یک سگ نگهبان لال بود !

ای کاش حداقل می توانستیم دوست و دشمن را تشخیص دهیم ، خوب را از بد بشناسیم

و بفهمیم ملاک خوب و بد ، جز آن مولای عزیز نیست.

«المعروف ما امرتم به و المنکر ما نهیتم عنه»

کاش در حد چنین سگ نگهبانی انجام وظیفه کنیم و هیچگاه از صاحب خودمان ،

که در کنار سفره ی احسان او نشسته ایم جدا نشویم .

آنگاه می توانیم با امید به لطف بی کرانه ی اهل بیت کرم بگوییم :

رستگار آمد سگی کو بود با اصحاب کهف

من که با آل رسولم ، چون نباشم رستگار ؟

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج...

+نوشته شده در دوشنبه 15 مهر1387ساعت22:13توسط سارا | |

می دانی هم اینک چه چیز ذهنم را مشغول کرده است؟

به یاد فرمایش امیر مومنان «ع» افتاده ام در محراب شهادت ، در آن هنگام که شمشیر کین

بر فرق عدالتش فرود آمد و صدای غریبانه اش در گوش جهانیان پیچید ، ندایی که فراموش

نخواهد شد ، ندایی ازسینه ی پر غصه ی مظلوم ترین مرد عالم ،

قصه های پر غصه ی غربت علی «ع» .!

« فزت و رب الکعبة » : « به خدای کعبه رستگار شدم »

به خدای کعبه آسوده شدم از دست این نامردان مردم نما.

به راستی آنان با علی «ع» چه کردند ؟

آخر چه کردند با علی «ع» که به جای فریاد استغاثه ، فریاد راحتی برآورد؟

دنیا با علی «ع» چه کرده بود که صبر در آن برایش مانند خار بر چشم و استخوان و بر گلو بود ،

صبری که تاریکی آن ، کودکان را پیر و پیران را فرتوت کرده بود!

آسمان هم تاب دردهای علی «ع» را نمی آورد.

چه سخت است غم تنهایی !

و چه سخت است بی یار و یاوری !

یار و یاور علی «ع» نخل های نخلستان بود و چاه های کنده با دستان او !

آن کس که ظاهر قرآن بود و باطن آن ،

آن کس که تفسیر و علم کتاب نزد او بود ،

همو که دروازه ی علم رسول خدا بود ،

هم او که ندای « سلونی قبل ان تفقدونی » اش تمامی خلقت را در برابر عظمت و علمش

به زانو در آورده بود !

برای بیست و پنج سال خانه نشین گردید

و کسانی بر منبر رسول خدا «ص» تکیه زدند که حتی از آیات قرآن بی خبر بودند..................!

هان ، ای زمین و آسمان !

دیده را تر کنید از غریبی و مظلومیت علی «ع» !

آخر اینان چه حقی در جانشینی رسول خدا دارند؟

مگر با پیامبر «ص» نبوده اند ؟

بی گمان نبوده اند !!!

مگر می شود در کنار رسول خدا «ص» و از علی «ع» نشنید؟

مگر می شود با رسول خدا «ص» بود و علی «ع» را در آغوش پر مهر او ندید؟

اما اینان بوده اند ، دیده اند ، شنیده اند و امروز...

جای آن است که خون موج زند در دل لعل

زین تغابن که زخف می شکند بازارش

آن هنگام باید شبانه دست کمیل را بگیرد و به بیرون از شهر ببرد و داد سخن سر دهد که در

سینه ی خود علومی دارم که کسی را پذیرای شنیدن آن نمی یابم ،

پس گوش گیر سخنانم را و آن را جز با اهلش در میان مگذار !

ای آسمان و ای زمین !

شما را چه شده است ؟ چگونه تاب می آورید ؟ چگونه آنهایی را که خون به دل مولایمان نمودند

را بر روی خود تحمل می کنید ؟!

ای تاریخ !

تو خوب می دانی غم غربت را ، تو دیده ای مظلومیت علی «ع» را ،

بی شک خوب به خاطر داری آن روز را که خانه اش را آتش زدند و در مقابل چشمانش...

آن روز به چشم خود دیده ای سند مظلومیت علی «ع» را .

و بر مظلومیت علی «ع» چه سندی محکم تر از وصیت پاره تنش ،

حضرت زهرا «س»:

علی جان ! کسی را برای تشییعم خبر مکن !!!

اجازه مده آنان که بر من ظلم روا داشتند و دشمن خدا و رسول اند بر جنازه ام حاضر شوند!

علی جان !

مرا شبانه غسل ده

شبانه کفن کن ،

شبانه به خاک بسپار........

هیچی نمی تونم بگم فقط می گم خیلی شرمندتم مولا خیلی...

اون آقایی که شبا رد می شد از کوچه ی ما کیسه به دوش کو ....؟

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج.....

+نوشته شده در جمعه 5 مهر1387ساعت12:46توسط سارا | |