يا اباصالح المهدي ادركني...
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی برای ما که دلشکسته ایم و خسته ایم نه ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام ... دوباره صبح ٫ ظهر ٫ نه ! غروب شد نیامدی دوستاي عزيزم به دليل مشغله ي زياد نمي تونم به نت بيام و به وباتون سر بزنم شرمنده التماس دعا دارم اللهم عجل لوليك الفرج...........
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که دلشکسته ایم و خسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام ...
دوباره صبح ٫ ظهر ٫ نه ! غروب شد نیامدی
دوستاي عزيزم
به دليل مشغله ي زياد نمي تونم به نت بيام و به وباتون سر بزنم
شرمنده
التماس دعا دارم
اللهم عجل لوليك الفرج...........
+نوشته شده در پنجشنبه 25 مهر1387ساعت12:34توسط سارا | | سگ نگهبان سگ نگهبان چه می کند؟ از خانه ی صاحبش نگهداری می کند ، صاحبخانه و بستگان و نزدیکان او را به خوبی می شناسد و هنگام رفت و آمدنشان به آنها کاری ندارد . اما همین که دید غریبه یا دزد یا ناشناسی به آن محل رو می آورد ، پارس می کند. کاش بتوانیم در حد یک سگ نگهبان ، دوست و دشمن امام زمان «ع» را بشناسیم ، به دوستانش کاری نداشته باشیم ، اما دشمن را که از او دور دیدیم ، لا اقل به صدای بلند فریاد بر آوریم که : « ای با غیرت ها ، همه ی شما و ما ، بر سر سفره ی احسان مولایتان نشسته اید و نشسته ایم. پس چرا اجازه دهیم به دین ما و ایشان هجوم برند و اعتقاد به آن وجود شریف مورد حمله قرار گیرد ، آنگاه ما و شما همچنان ساکت و بی توجه نشسته باشیم ؟» ای کاش معرفت و شناخت ما از مولایمان ، حتی در حد یک سگ نگهبان لال بود ! ای کاش حداقل می توانستیم دوست و دشمن را تشخیص دهیم ، خوب را از بد بشناسیم و بفهمیم ملاک خوب و بد ، جز آن مولای عزیز نیست. «المعروف ما امرتم به و المنکر ما نهیتم عنه» کاش در حد چنین سگ نگهبانی انجام وظیفه کنیم و هیچگاه از صاحب خودمان ، که در کنار سفره ی احسان او نشسته ایم جدا نشویم . آنگاه می توانیم با امید به لطف بی کرانه ی اهل بیت کرم بگوییم : رستگار آمد سگی کو بود با اصحاب کهف من که با آل رسولم ، چون نباشم رستگار ؟ التماس دعا اللهم عجل لولیک الفرج... +نوشته شده در دوشنبه 15 مهر1387ساعت22:13توسط سارا | | علم قرآن نزد کیست؟ می دانی هم اینک چه چیز ذهنم را مشغول کرده است؟ به یاد فرمایش امیر مومنان «ع» افتاده ام در محراب شهادت ، در آن هنگام که شمشیر کین بر فرق عدالتش فرود آمد و صدای غریبانه اش در گوش جهانیان پیچید ، ندایی که فراموش نخواهد شد ، ندایی ازسینه ی پر غصه ی مظلوم ترین مرد عالم ، قصه های پر غصه ی غربت علی «ع» .! « فزت و رب الکعبة » : « به خدای کعبه رستگار شدم » به خدای کعبه آسوده شدم از دست این نامردان مردم نما. به راستی آنان با علی «ع» چه کردند ؟ آخر چه کردند با علی «ع» که به جای فریاد استغاثه ، فریاد راحتی برآورد؟ دنیا با علی «ع» چه کرده بود که صبر در آن برایش مانند خار بر چشم و استخوان و بر گلو بود ، صبری که تاریکی آن ، کودکان را پیر و پیران را فرتوت کرده بود! آسمان هم تاب دردهای علی «ع» را نمی آورد. چه سخت است غم تنهایی ! و چه سخت است بی یار و یاوری ! یار و یاور علی «ع» نخل های نخلستان بود و چاه های کنده با دستان او ! آن کس که ظاهر قرآن بود و باطن آن ، آن کس که تفسیر و علم کتاب نزد او بود ، همو که دروازه ی علم رسول خدا بود ، هم او که ندای « سلونی قبل ان تفقدونی » اش تمامی خلقت را در برابر عظمت و علمش به زانو در آورده بود ! برای بیست و پنج سال خانه نشین گردید و کسانی بر منبر رسول خدا «ص» تکیه زدند که حتی از آیات قرآن بی خبر بودند..................! هان ، ای زمین و آسمان ! دیده را تر کنید از غریبی و مظلومیت علی «ع» ! آخر اینان چه حقی در جانشینی رسول خدا دارند؟ مگر با پیامبر «ص» نبوده اند ؟ بی گمان نبوده اند !!! مگر می شود در کنار رسول خدا «ص» و از علی «ع» نشنید؟ مگر می شود با رسول خدا «ص» بود و علی «ع» را در آغوش پر مهر او ندید؟ اما اینان بوده اند ، دیده اند ، شنیده اند و امروز... جای آن است که خون موج زند در دل لعل زین تغابن که زخف می شکند بازارش آن هنگام باید شبانه دست کمیل را بگیرد و به بیرون از شهر ببرد و داد سخن سر دهد که در سینه ی خود علومی دارم که کسی را پذیرای شنیدن آن نمی یابم ، پس گوش گیر سخنانم را و آن را جز با اهلش در میان مگذار ! ای آسمان و ای زمین ! شما را چه شده است ؟ چگونه تاب می آورید ؟ چگونه آنهایی را که خون به دل مولایمان نمودند را بر روی خود تحمل می کنید ؟! ای تاریخ ! تو خوب می دانی غم غربت را ، تو دیده ای مظلومیت علی «ع» را ، بی شک خوب به خاطر داری آن روز را که خانه اش را آتش زدند و در مقابل چشمانش... آن روز به چشم خود دیده ای سند مظلومیت علی «ع» را . و بر مظلومیت علی «ع» چه سندی محکم تر از وصیت پاره تنش ، حضرت زهرا «س»: علی جان ! کسی را برای تشییعم خبر مکن !!! اجازه مده آنان که بر من ظلم روا داشتند و دشمن خدا و رسول اند بر جنازه ام حاضر شوند! علی جان ! مرا شبانه غسل ده شبانه کفن کن ، شبانه به خاک بسپار........ هیچی نمی تونم بگم فقط می گم خیلی شرمندتم مولا خیلی... اون آقایی که شبا رد می شد از کوچه ی ما کیسه به دوش کو ....؟ التماس دعا اللهم عجل لولیک الفرج..... +نوشته شده در جمعه 5 مهر1387ساعت12:46توسط سارا | |
سگ نگهبان
سگ نگهبان چه می کند؟ از خانه ی صاحبش نگهداری می کند ، صاحبخانه و بستگان و نزدیکان او را به خوبی می شناسد و هنگام رفت و آمدنشان به آنها کاری ندارد . اما همین که دید غریبه یا دزد یا ناشناسی به آن محل رو می آورد ، پارس می کند. کاش بتوانیم در حد یک سگ نگهبان ، دوست و دشمن امام زمان «ع» را بشناسیم ، به دوستانش کاری نداشته باشیم ، اما دشمن را که از او دور دیدیم ، لا اقل به صدای بلند فریاد بر آوریم که : « ای با غیرت ها ، همه ی شما و ما ، بر سر سفره ی احسان مولایتان نشسته اید و نشسته ایم. پس چرا اجازه دهیم به دین ما و ایشان هجوم برند و اعتقاد به آن وجود شریف مورد حمله قرار گیرد ، آنگاه ما و شما همچنان ساکت و بی توجه نشسته باشیم ؟» ای کاش معرفت و شناخت ما از مولایمان ، حتی در حد یک سگ نگهبان لال بود ! ای کاش حداقل می توانستیم دوست و دشمن را تشخیص دهیم ، خوب را از بد بشناسیم و بفهمیم ملاک خوب و بد ، جز آن مولای عزیز نیست. «المعروف ما امرتم به و المنکر ما نهیتم عنه» کاش در حد چنین سگ نگهبانی انجام وظیفه کنیم و هیچگاه از صاحب خودمان ، که در کنار سفره ی احسان او نشسته ایم جدا نشویم . آنگاه می توانیم با امید به لطف بی کرانه ی اهل بیت کرم بگوییم : رستگار آمد سگی کو بود با اصحاب کهف من که با آل رسولم ، چون نباشم رستگار ؟ التماس دعا اللهم عجل لولیک الفرج...
سگ نگهبان چه می کند؟
از خانه ی صاحبش نگهداری می کند ، صاحبخانه و بستگان و نزدیکان او را به خوبی
می شناسد و هنگام رفت و آمدنشان به آنها کاری ندارد .
اما همین که دید غریبه یا دزد یا ناشناسی به آن محل رو می آورد ، پارس می کند.
کاش بتوانیم در حد یک سگ نگهبان ، دوست و دشمن امام زمان «ع» را بشناسیم ،
به دوستانش کاری نداشته باشیم ، اما دشمن را که از او دور دیدیم ، لا اقل به
صدای بلند فریاد بر آوریم که :
« ای با غیرت ها ، همه ی شما و ما ، بر سر سفره ی احسان مولایتان نشسته اید و نشسته ایم.
پس چرا اجازه دهیم به دین ما و ایشان هجوم برند و اعتقاد به آن وجود شریف
مورد حمله قرار گیرد ، آنگاه ما و شما همچنان ساکت و بی توجه نشسته باشیم ؟»
ای کاش معرفت و شناخت ما از مولایمان ، حتی در حد یک سگ نگهبان لال بود !
ای کاش حداقل می توانستیم دوست و دشمن را تشخیص دهیم ، خوب را از بد بشناسیم
و بفهمیم ملاک خوب و بد ، جز آن مولای عزیز نیست.
«المعروف ما امرتم به و المنکر ما نهیتم عنه»
کاش در حد چنین سگ نگهبانی انجام وظیفه کنیم و هیچگاه از صاحب خودمان ،
که در کنار سفره ی احسان او نشسته ایم جدا نشویم .
آنگاه می توانیم با امید به لطف بی کرانه ی اهل بیت کرم بگوییم :
رستگار آمد سگی کو بود با اصحاب کهف
من که با آل رسولم ، چون نباشم رستگار ؟
التماس دعا
اللهم عجل لولیک الفرج...
+نوشته شده در دوشنبه 15 مهر1387ساعت22:13توسط سارا | | علم قرآن نزد کیست؟ می دانی هم اینک چه چیز ذهنم را مشغول کرده است؟ به یاد فرمایش امیر مومنان «ع» افتاده ام در محراب شهادت ، در آن هنگام که شمشیر کین بر فرق عدالتش فرود آمد و صدای غریبانه اش در گوش جهانیان پیچید ، ندایی که فراموش نخواهد شد ، ندایی ازسینه ی پر غصه ی مظلوم ترین مرد عالم ، قصه های پر غصه ی غربت علی «ع» .! « فزت و رب الکعبة » : « به خدای کعبه رستگار شدم » به خدای کعبه آسوده شدم از دست این نامردان مردم نما. به راستی آنان با علی «ع» چه کردند ؟ آخر چه کردند با علی «ع» که به جای فریاد استغاثه ، فریاد راحتی برآورد؟ دنیا با علی «ع» چه کرده بود که صبر در آن برایش مانند خار بر چشم و استخوان و بر گلو بود ، صبری که تاریکی آن ، کودکان را پیر و پیران را فرتوت کرده بود! آسمان هم تاب دردهای علی «ع» را نمی آورد. چه سخت است غم تنهایی ! و چه سخت است بی یار و یاوری ! یار و یاور علی «ع» نخل های نخلستان بود و چاه های کنده با دستان او ! آن کس که ظاهر قرآن بود و باطن آن ، آن کس که تفسیر و علم کتاب نزد او بود ، همو که دروازه ی علم رسول خدا بود ، هم او که ندای « سلونی قبل ان تفقدونی » اش تمامی خلقت را در برابر عظمت و علمش به زانو در آورده بود ! برای بیست و پنج سال خانه نشین گردید و کسانی بر منبر رسول خدا «ص» تکیه زدند که حتی از آیات قرآن بی خبر بودند..................! هان ، ای زمین و آسمان ! دیده را تر کنید از غریبی و مظلومیت علی «ع» ! آخر اینان چه حقی در جانشینی رسول خدا دارند؟ مگر با پیامبر «ص» نبوده اند ؟ بی گمان نبوده اند !!! مگر می شود در کنار رسول خدا «ص» و از علی «ع» نشنید؟ مگر می شود با رسول خدا «ص» بود و علی «ع» را در آغوش پر مهر او ندید؟ اما اینان بوده اند ، دیده اند ، شنیده اند و امروز... جای آن است که خون موج زند در دل لعل زین تغابن که زخف می شکند بازارش آن هنگام باید شبانه دست کمیل را بگیرد و به بیرون از شهر ببرد و داد سخن سر دهد که در سینه ی خود علومی دارم که کسی را پذیرای شنیدن آن نمی یابم ، پس گوش گیر سخنانم را و آن را جز با اهلش در میان مگذار ! ای آسمان و ای زمین ! شما را چه شده است ؟ چگونه تاب می آورید ؟ چگونه آنهایی را که خون به دل مولایمان نمودند را بر روی خود تحمل می کنید ؟! ای تاریخ ! تو خوب می دانی غم غربت را ، تو دیده ای مظلومیت علی «ع» را ، بی شک خوب به خاطر داری آن روز را که خانه اش را آتش زدند و در مقابل چشمانش... آن روز به چشم خود دیده ای سند مظلومیت علی «ع» را . و بر مظلومیت علی «ع» چه سندی محکم تر از وصیت پاره تنش ، حضرت زهرا «س»: علی جان ! کسی را برای تشییعم خبر مکن !!! اجازه مده آنان که بر من ظلم روا داشتند و دشمن خدا و رسول اند بر جنازه ام حاضر شوند! علی جان ! مرا شبانه غسل ده شبانه کفن کن ، شبانه به خاک بسپار........ هیچی نمی تونم بگم فقط می گم خیلی شرمندتم مولا خیلی... اون آقایی که شبا رد می شد از کوچه ی ما کیسه به دوش کو ....؟ التماس دعا اللهم عجل لولیک الفرج..... +نوشته شده در جمعه 5 مهر1387ساعت12:46توسط سارا | |
علم قرآن نزد کیست؟
می دانی هم اینک چه چیز ذهنم را مشغول کرده است؟ به یاد فرمایش امیر مومنان «ع» افتاده ام در محراب شهادت ، در آن هنگام که شمشیر کین بر فرق عدالتش فرود آمد و صدای غریبانه اش در گوش جهانیان پیچید ، ندایی که فراموش نخواهد شد ، ندایی ازسینه ی پر غصه ی مظلوم ترین مرد عالم ، قصه های پر غصه ی غربت علی «ع» .! « فزت و رب الکعبة » : « به خدای کعبه رستگار شدم » به خدای کعبه آسوده شدم از دست این نامردان مردم نما. به راستی آنان با علی «ع» چه کردند ؟ آخر چه کردند با علی «ع» که به جای فریاد استغاثه ، فریاد راحتی برآورد؟ دنیا با علی «ع» چه کرده بود که صبر در آن برایش مانند خار بر چشم و استخوان و بر گلو بود ، صبری که تاریکی آن ، کودکان را پیر و پیران را فرتوت کرده بود! آسمان هم تاب دردهای علی «ع» را نمی آورد. چه سخت است غم تنهایی ! و چه سخت است بی یار و یاوری ! یار و یاور علی «ع» نخل های نخلستان بود و چاه های کنده با دستان او ! آن کس که ظاهر قرآن بود و باطن آن ، آن کس که تفسیر و علم کتاب نزد او بود ، همو که دروازه ی علم رسول خدا بود ، هم او که ندای « سلونی قبل ان تفقدونی » اش تمامی خلقت را در برابر عظمت و علمش به زانو در آورده بود ! برای بیست و پنج سال خانه نشین گردید و کسانی بر منبر رسول خدا «ص» تکیه زدند که حتی از آیات قرآن بی خبر بودند..................! هان ، ای زمین و آسمان ! دیده را تر کنید از غریبی و مظلومیت علی «ع» ! آخر اینان چه حقی در جانشینی رسول خدا دارند؟ مگر با پیامبر «ص» نبوده اند ؟ بی گمان نبوده اند !!! مگر می شود در کنار رسول خدا «ص» و از علی «ع» نشنید؟ مگر می شود با رسول خدا «ص» بود و علی «ع» را در آغوش پر مهر او ندید؟ اما اینان بوده اند ، دیده اند ، شنیده اند و امروز... جای آن است که خون موج زند در دل لعل زین تغابن که زخف می شکند بازارش آن هنگام باید شبانه دست کمیل را بگیرد و به بیرون از شهر ببرد و داد سخن سر دهد که در سینه ی خود علومی دارم که کسی را پذیرای شنیدن آن نمی یابم ، پس گوش گیر سخنانم را و آن را جز با اهلش در میان مگذار ! ای آسمان و ای زمین ! شما را چه شده است ؟ چگونه تاب می آورید ؟ چگونه آنهایی را که خون به دل مولایمان نمودند را بر روی خود تحمل می کنید ؟! ای تاریخ ! تو خوب می دانی غم غربت را ، تو دیده ای مظلومیت علی «ع» را ، بی شک خوب به خاطر داری آن روز را که خانه اش را آتش زدند و در مقابل چشمانش... آن روز به چشم خود دیده ای سند مظلومیت علی «ع» را . و بر مظلومیت علی «ع» چه سندی محکم تر از وصیت پاره تنش ، حضرت زهرا «س»: علی جان ! کسی را برای تشییعم خبر مکن !!! اجازه مده آنان که بر من ظلم روا داشتند و دشمن خدا و رسول اند بر جنازه ام حاضر شوند! علی جان ! مرا شبانه غسل ده شبانه کفن کن ، شبانه به خاک بسپار........ هیچی نمی تونم بگم فقط می گم خیلی شرمندتم مولا خیلی... اون آقایی که شبا رد می شد از کوچه ی ما کیسه به دوش کو ....؟ التماس دعا اللهم عجل لولیک الفرج.....
می دانی هم اینک چه چیز ذهنم را مشغول کرده است؟
به یاد فرمایش امیر مومنان «ع» افتاده ام در محراب شهادت ، در آن هنگام که شمشیر کین
بر فرق عدالتش فرود آمد و صدای غریبانه اش در گوش جهانیان پیچید ، ندایی که فراموش
نخواهد شد ، ندایی ازسینه ی پر غصه ی مظلوم ترین مرد عالم ،
قصه های پر غصه ی غربت علی «ع» .!
« فزت و رب الکعبة » : « به خدای کعبه رستگار شدم »
به خدای کعبه آسوده شدم از دست این نامردان مردم نما.
به راستی آنان با علی «ع» چه کردند ؟
آخر چه کردند با علی «ع» که به جای فریاد استغاثه ، فریاد راحتی برآورد؟
دنیا با علی «ع» چه کرده بود که صبر در آن برایش مانند خار بر چشم و استخوان و بر گلو بود ،
صبری که تاریکی آن ، کودکان را پیر و پیران را فرتوت کرده بود!
آسمان هم تاب دردهای علی «ع» را نمی آورد.
چه سخت است غم تنهایی !
و چه سخت است بی یار و یاوری !
یار و یاور علی «ع» نخل های نخلستان بود و چاه های کنده با دستان او !
آن کس که ظاهر قرآن بود و باطن آن ،
آن کس که تفسیر و علم کتاب نزد او بود ،
همو که دروازه ی علم رسول خدا بود ،
هم او که ندای « سلونی قبل ان تفقدونی » اش تمامی خلقت را در برابر عظمت و علمش
به زانو در آورده بود !
برای بیست و پنج سال خانه نشین گردید
و کسانی بر منبر رسول خدا «ص» تکیه زدند که حتی از آیات قرآن بی خبر بودند..................!
هان ، ای زمین و آسمان !
دیده را تر کنید از غریبی و مظلومیت علی «ع» !
آخر اینان چه حقی در جانشینی رسول خدا دارند؟
مگر با پیامبر «ص» نبوده اند ؟
بی گمان نبوده اند !!!
مگر می شود در کنار رسول خدا «ص» و از علی «ع» نشنید؟
مگر می شود با رسول خدا «ص» بود و علی «ع» را در آغوش پر مهر او ندید؟
اما اینان بوده اند ، دیده اند ، شنیده اند و امروز...
جای آن است که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که زخف می شکند بازارش
آن هنگام باید شبانه دست کمیل را بگیرد و به بیرون از شهر ببرد و داد سخن سر دهد که در
سینه ی خود علومی دارم که کسی را پذیرای شنیدن آن نمی یابم ،
پس گوش گیر سخنانم را و آن را جز با اهلش در میان مگذار !
ای آسمان و ای زمین !
شما را چه شده است ؟ چگونه تاب می آورید ؟ چگونه آنهایی را که خون به دل مولایمان نمودند
را بر روی خود تحمل می کنید ؟!
ای تاریخ !
تو خوب می دانی غم غربت را ، تو دیده ای مظلومیت علی «ع» را ،
بی شک خوب به خاطر داری آن روز را که خانه اش را آتش زدند و در مقابل چشمانش...
آن روز به چشم خود دیده ای سند مظلومیت علی «ع» را .
و بر مظلومیت علی «ع» چه سندی محکم تر از وصیت پاره تنش ،
حضرت زهرا «س»:
علی جان ! کسی را برای تشییعم خبر مکن !!!
اجازه مده آنان که بر من ظلم روا داشتند و دشمن خدا و رسول اند بر جنازه ام حاضر شوند!
علی جان !
مرا شبانه غسل ده
شبانه کفن کن ،
شبانه به خاک بسپار........
هیچی نمی تونم بگم فقط می گم خیلی شرمندتم مولا خیلی...
اون آقایی که شبا رد می شد از کوچه ی ما کیسه به دوش کو ....؟
اللهم عجل لولیک الفرج.....
+نوشته شده در جمعه 5 مهر1387ساعت12:46توسط سارا | |
ای شنواترین شنوندگان !دعای ما را به اجابتبرسانو باقی مانده ی غیبت را بهحرمت محمد و آل محمدبر ما ببخشو صدای زیبای انا بقیه اللهرا در عالمطنین انداز فرما...!
Home Profile Email Night Skin
پایگاه اطلاع رسانی حضرت مهدی نیــــنوا سنگر عشق و معرفت meysam انسانم آرزوست هر روز بی تو روز مباداست شکست عشقی چشم به راه... آقا مگه بدا دل ندارند..... توبه انتظار فرج مجنون کربلا روزهای سرد برفی خادم الحسين نسیم آسمانی سلام ! اینجا کربلاست . . . درس زندگی من آغوش اونو گم کرده بودم مسافران بهشت یگانه منجی ثریای فراق پیدای پنهان (میترای عزیز) یاد خدا آرامش بخش قلبهاست (پریسای گلم) یوسف گمگشته جمعه های سوت و کور (الهام عزیزم) اندیشه هایم(زهرا جون) ماه بلای سر تنهاییست(سارای گلم) اشک آسمان(سیده شکوفه ی عزیز) بحریست بحر عشق(مریم عزیزم) کمی نور ميل داريد؟ سیاهپوشان ( سعید سیاه پوشانی) عاشق مهدي صاحب الزمان المهدی بقیه الله بسم رب المهدی انتظار فرج آتش سرد دل(علیرضا) جمكران و ناگفته ها هیئت عشاق زهرا محبان و جان نثاران امام حسن مجتبی یاس غریب منتظران یوسف فاطمه جاده انتظار عهد جانان اردشير موعود مهر بيكران منتظرم تا كه او برگردد...... سوغات عاشقي نغمه منتظر(زهرای عزیز) احاديثي دلنشين از خاندان وحي مي دانم كه ميايي وبلاگ دوستداران حضرت مهدي آرزوي كوچك مهدي به ميان شيعه باز مي گردد.... چشم به راه موعود اللهم عجل لولیک الفرج دل نوشته ها محبت دوست دنياي عشق چگونه با شهدا دوست شويم دنياييان نامرد(فراز) زيباترين انسان ها غريبه دل گريه هاي فراق سید جان رفتی ما رو تنها گذاشتی عشق زميني نگاشت كامران نجف زاده تمنا گروه پارسا بویز دنیای باورهای مثبت عشق واقعی انتظار یار فاطمه غریب مدینه قاصدک حرف های زیر آلاچیق خاکریز عشق سفر کرده دولت عاشقی مبادا روی لاله ها پا گذاریم امانت آداب انتظار تمام خلقت در انتظارند... خاطرات یک دانشجو سایت مذهبی(زندگانی حضرت زهرا) همه چیز از نوشته های خنده دار تا جدی سکوت شب دلتنگ و دل شکسته مراسم محرم روستای حداده دامغان کاروان مهدی عجل الله تعالی فرجه یار مهربون میثاق نامه های آسمانی را زیر پا نگذاریم تو بهونه هر عاشق واسه زنده موندنی وبلاگ اهل بیت (ع) کانون فرهنگی منتظران نور یا حسین مظلوم ساعت عاشقی یاد خدا و ظهور امام ماه بنی هاشم عباس (ع) السلام علیک یا ابا صالح المهدی عاشقان علی (ع) هیئت مذهبی حضرت علی اصغر (ع) دوستداران و عاشقان یوسف فاطمه زهرا (س) حدیث عشق سید اهل بهشت دیگر تنها دلخوشم تبلور بغض است و بس! فاطیما معرفی وبلاگ عاشقان علی طلوع کن ای آفتاب مهربونم...(دوست گلم فاطمه) کلید بهشت نگاهی نو گل نرگس بیا... السلام علیک یا ابا صالح المهدی سخنان حکیمانه تا فردا... گلجک بیزیمدیر (نیما) یگانه منجی عشق جاوید ضریح خاک غریب یوسف زهرا یاس سفید بیایید او را یاری کنیم!! پنجره ای رو به نیایش خون خدا روزهای انتظار اندیشه درخشان نگاه معصومانه عشق دهکده عاشقان ظهور یاشاسین آذربایجان(علی) صدای سخن عشق اینجا چراغ روشنی است... خیمه گاه منجی آداب السیر والسلوک(احسان) تموم هستیه من(انتظار) آرمان فاطمی قطره هایی از باران رحمت روزی خواهد آمد سلطان عشق حسین(سعیده جان) عشق فقط عشق حسین کانون عاشقان امام مهدی (عج) سالار شهیدان خوشا عشق و خوشا ناکامی عشق نور الثقلین نسیم کربلا یاس سرخ(مهدی) اشک مهدی عاشقانه،عارفانه (محمد جواد) شاد باش شادی آور شاد کن (محمد دهدار) گروه حریم نور برکه ای به نام... خدا ، ائمه ، مهدی ، شهدا و...عشق لا اله الا الله (مهرداد) پنجره عاشقی عصر شکوفایی الصبوح امام زمان (عج) شاید این جمعه بیاید شاید...(سید ایلیا) عطر نماز یا ابا صالح المهدی (مهسا و پری) با تو می گویم... خاتم النبیین به دلت نیت دریاها کن... طوفان و تعالی سبحانه هیچ کس (اسپناگو) حضور عشق (پریسای عزیز) دل نوشته های قاصدک (سمیرای عزیز) پايگاه اطلاع رساني هيئت علمدار مشهدالرضا منتظران مهدی دل ریختگان جويبار انتظار ققنوس و درد دل با امام زمان ترانه های جنون یاران حسین (ع) سروش آسمانی ای غایب از نظر به خدا می سپارمت دردلی اورک هم نفس چه کسی بهتر از خدا؟ زیبای دو عالم هیات محبان اهل بیت (ع) خدا بنده منتظر ظهور من کی هستم؟ و کجا می رم؟ سائل حسین جان (ع) آنچه آموختم ز استادم دفاع از حریم تشیع ادبی (زندگینامه شاعران ایران) سر قلم زینبیون دانلود مداحی کریمه اهل بیت عرشیان خاک نشین دریچه امید خط خطی های دلتنگی مداحی (یا صاحب الزمان) فقط تو خدا جون دوست آفتاب بازگشت چکاوک وبلاگ محمـــــــــــــــد انصاری پور غدیر سبز یادی از آفتاب یا اباصالح المهدی ادرکنی (عج) شب روشن وبلاگ امام علــــــــــــی (ع) لبخند خدا Specific بلاگ کد فتو نایت آپلود عکس گالری عکس انتخاب وبلاگ برتر کد موسیقی لایت قالب های نایت اسکین LinkDump نازترین کسی که ...ღღ (سفرت درد کمی نیست)ღღمحمد صادقیه کلبه سادهسلام علی آل یاسینآستان مقدس امامزادگان چهل اختران انجدانپخش مستقیم حرم امام حسینپخش مستقیم حرم امام حسینباد صباعاشق شهدامجمع وبلاگ نویسان مهدویعشق به ائمه اطهار (داداش ابراهیم)موسسه فرهنگی موعودالهي نامهمبارزه با نیروهای منفی و شیاطینصراط مستقیممداح اهل بيت ( برادر ايمان زينعلي)مركز فرهنگي شهيد آوينيتدبر در قرآننور مبین Categories خدا پرتوی از جمال نورانی امام زمان فرازهایی از سخنان نورانی حضرت مهدی برای فرا رسیدن آن روز بیشتر دعا کنیم!! مکر شیطان برای تاخیر در فرج شعر در وصف امام زمان هیچ گاه امام زمان را از یاد نبریم! نخستین سخنرانی امام حسین در کربلا در راه کسب معرفت نسبت به امام زمان بکوشیم فرصت انتخاب توبه ضرورت امروز تذکری سودمند زنده نگه داشتن روحیه انتظار جملاتی در وصف حضرت مهدی خوشا به حال استقامت کنندگان در آخرالزمان بیاییم امام زمان خود را دوباره بشناسیم آثار شگفت انگیز دعا برای فرج دوستی همچون امام عصر نیمه شعبان آسایش نعمت بزرگ الهی رتبه اول سلام بر تو ای آل یاسین یا مهدی ادرکنی... زیرک سخن خورشید گرفته1 سخن خورشید گرفته 2 مصلح بزرگ فریادرس زمان
نازترین کسی که ...ღღ (سفرت درد کمی نیست)ღღمحمد صادقیه کلبه سادهسلام علی آل یاسینآستان مقدس امامزادگان چهل اختران انجدانپخش مستقیم حرم امام حسینپخش مستقیم حرم امام حسینباد صباعاشق شهدامجمع وبلاگ نویسان مهدویعشق به ائمه اطهار (داداش ابراهیم)موسسه فرهنگی موعودالهي نامهمبارزه با نیروهای منفی و شیاطینصراط مستقیممداح اهل بيت ( برادر ايمان زينعلي)مركز فرهنگي شهيد آوينيتدبر در قرآننور مبین
خدا پرتوی از جمال نورانی امام زمان فرازهایی از سخنان نورانی حضرت مهدی برای فرا رسیدن آن روز بیشتر دعا کنیم!! مکر شیطان برای تاخیر در فرج شعر در وصف امام زمان هیچ گاه امام زمان را از یاد نبریم! نخستین سخنرانی امام حسین در کربلا در راه کسب معرفت نسبت به امام زمان بکوشیم فرصت انتخاب توبه ضرورت امروز تذکری سودمند زنده نگه داشتن روحیه انتظار جملاتی در وصف حضرت مهدی خوشا به حال استقامت کنندگان در آخرالزمان بیاییم امام زمان خود را دوباره بشناسیم آثار شگفت انگیز دعا برای فرج دوستی همچون امام عصر نیمه شعبان آسایش نعمت بزرگ الهی رتبه اول سلام بر تو ای آل یاسین یا مهدی ادرکنی... زیرک سخن خورشید گرفته1 سخن خورشید گرفته 2 مصلح بزرگ فریادرس زمان