تبليغاتX
سلام علي آل ياسين





















سلام علي آل ياسين

و امروز منتظر چشم به راهی است فریاد گر ...

گاهی دخترکی را سرگرم بازی با عروسکهای کوچک و بزرگ می بینید ، چنان که در آنها

غرق شده است ، به نوعی که اگر دست کسی به یکی از آنها بخورد ، صدای دخترک به

گریه بلند می شود ، زیرا که کار دیگری از او ساخته نیست ، جز اعلام وابستگی !

شما در دل به او می خندید که : این عروسک ها ، چه فایده ای برای تو دارند ؟

و به فرض این فایده ، آیا با آن وابستگی می توان به آن فایده رسید ؟

همین سان دقت شود در رفتار مردی مسن ، که مشکل اقتصادی خود و خانوده اش را حل کرده

و تنها به این می اندشد که چگونه با خرید و ساخت ملک و خانه و باغ و ...

بار مالی نسل سوم و چهارم پس از خود را ببندد .

حرص انباشتن پول نیز ، چنان چشمان اینان را پر کرده که «وابستگی» به آن خانه ها و املاک

را در جبین اینها می توان خواند !

                                             ********************

حق این است که ماهیت وابستگی در تمام این موارد ، یکسان است .

آن مرد مسن به کودک و اسباب بازی هایش می خندد ، امام فردی دیگر هم می توان یافت

که به همان مرد بگوید : این همه خانه سازی و خانه بازی برای چیست ؟ و هشدار بدهد :

الا ! تا کی در این کاخ مجازی

کنی مانند طفلان ، خاک بازی ؟

جهان ، آن تو و تو مانده عاجز ؟

از این محروم تر ، کس دیده هرگز ؟

این هشدار دهنده به چشم دل ، آن دو تن را مانند هم می بیند ، چرا که هردو دلبسته و وابسته اند ،

این یک به اسباب بازی کودکانه که روزی باید از آن جدا شود ، و آن یک به سرگرمی دیگر

که باید روزی آن را رها کرد !

سوال این است :

۱ - انسان برای دنیا آفریده شده یا دنیا برای انسان ؟

انسان باید خود را در اختیار دنیا قرار دهد یا دنیا را در اختیار خود بگیرد ؟

۲ ـ آسایش و رفاه واقعی ( نه ظاهری و تبلیغاتی ) در کدام حالت است ؟

اگر فقط به آسایش دنیایی هم بیندیشیم ، کدام یک راحت تر زندگی می کنند ؟

۳ ـ گوهر گرانبهای قناعت است که انسان را در راه انجام وظیفه کمک می کند ،

یا حرص و دلبستگی ها ؟

۴ ـ آیا ما در این دنیا نسبت به پدر و مادر ، همسر و فرزند و خویشاوندان و نیازمندان و ...

وظیفه ای نداریم ؟

شکر نعمت امکانات را چگونه باید ادا کنیم؟

شکرانه ی بازوی توانا

بگرفتن دست ناتوان است

پاسخ صحیح به این پرسش ها گوهر است گرانبها که هرکس آن را یافت ، از این همه دلبستگی ها

رها می شود ، دل گسستن و دل بستن را در فرهنگی دیگر می جوید و تنها به انجام

وظیفه می اندیشد .

در این را دشواری ها را به جان می خرد ، نیش خارهای مغیلان را نوش می بیند و

گنج را در رنج می طلبد !

                                    *************************

ضروری ترین وظیفه ای که بر عهده داریم ، وظیفه ی ما نسبت به امام زمان «ع» است.

آن بزرگوار مهربان تر از پدر و مادر و دلسوز تر از معلم ، طبیب جسم و روح است.

و نیاز ما به حضرتش از نیاز به آب و نان و هوا افزون تر.

دلبستگی های دیگر ، همه همچون برف در تابش آفتاب عمر ذوب می شود و می گذرد !

اما محبت به آن بزرگ ، همچون نسیم ،در سراسر زندگانی ما جریان دارد.

همراهی با او روح زندگی است.

و جدایی از او ، زندگی را به پیکری مرده بدل می سازد که هرچه زیباتر و دلفریب باشد ،

سودی ندارد ، چرا که روح ندارد .

خورشیدی است که نور و گرمای آن به گل و خار می رسد .

البته گل ، از آن رو که لطافت را پذیرفته ، بهره وری او از خورشید بیشتر است و فایده اش

به دیگران ، افزون تر !

ولی خار هم از تابش نور حضرتش بی بهره نیست .

با آن همه دلبستگی ها به اسباب بازی های کوچک و بزرگ نمی توان به انجام وظیفه

آن هم در برابر چنان وجود گرامی پرداخت.

پس در جهت قطع این وابستگی ها و دلبستگی ها بکوشیم ،

و از آن خورشید آسمان معرفت هم کمک بگیریم تا ظلمت های درون را به مدد حضرتش به

نور مبدل کنیم !

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج........

+نوشته شده در جمعه 29 آذر1387ساعت15:25توسط سارا |

این بار هم روزها یکی پس از دیگری آمدند و رفتند ولی تو نیامدی ،

گفته اند جمعه ای می آیی ، آری روزی که مقدس ترین روز هفته است ،

روزی که ذکرش صلوات است ، صبحش ندبه است و شبش سمات  ،

روی که ملائکه بال های خود را بر روی زمین می گسترانند .

فکرش را که می کنم می بینم با این همه توصیف چه روزی است روز جمعه ،

ولی اگر تو در یکی از همین جمعه ها بیایی چه می شود ٬

شبش چون روزش روشن و همه جا شکوفا می شود !

من سراغ آن روز را از خدای او می گیرم چون می دانم تو نیز خود بی خبری ،

آقا جان من هر شب جمعه که می رسد برایت از سر عشق و ارادت ،

دو رکعت نماز شوق می خوانم شوقی که در آن دیوار تو می درخشد !

در قنوتش تو را قسم می دهم به مادرت به بانوی هستی که زود بیایی ،

مگر نه این که جدت امام حسین «ع» گفته :

« هرکس ما را به مادرمان قسم دهد خواسته ی او را اجابت می کنیم » .

در برابر این همه سختی و ظلمت ، فقط از تو می خواهیم که بیایی ،

آقا جان بیا ، آقا جان بیا.......

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج.........

+نوشته شده در شنبه 23 آذر1387ساعت14:14توسط سارا |

سلام

این بار هیچی نمی دونم برا نوشتن

دلم خیلی گرفتس خیلی زیادددددددد

پس فردا عرفه هستش کاش منم کربلا بودم.........

یا تو مکه

..................!

خدا هیچی بلد نیستم برا نوشتن

فقط بهم لیاقت بده آدمم کن خدا..........

کمکم کن !

عرفه روز حسینه ، روز بین الحرمینه

عرفه ی خوبی رو تجربه کنید................................ !

امام صادق (عليه السلام )فرموده اند :«کسى که در ماه رمضان آمرزيده نگردد تا رمضان آينده آمرزيده نمى‏گردد؛ مگر اين که روز عرفه را درک کند»

اللهم عجل لولیک الفرج.........

+نوشته شده در شنبه 16 آذر1387ساعت19:44توسط سارا |

شاید برای بعضی از ما این اتفاق افتاده باشد که برای مشکلات زندگی روزانه

(مانند خرید و فروش خانه ) گرفتار شیادانی شده باشیم که رهایی از دست آنها آسان نباشد.

اگر کسی از دوستان ما یافت شود و ما را در آن موقعیت تنها نگذارد ، به مددمان بشتابد ،

و با ما همراه شود تا به حق خود برسیم ، عمری ممنون او خواهیم بود ، هرگز او را از

یاد نمی بریم ، و همیشه دعا گوی او هستیم .

از ته دل خدا را شکر می گوییم که آن دوست را به کمک ما رساند ،

چرا که اگر آن دوست نبود ، شاید به این زودی به حق خود نمی رسیدیم .

اکنون لحظاتی را درنگ کنیم و به یاد بیاوریم که امام عصر می فرمایند :

« انا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم »

( ما هرگز در رعایت حال شما کوتاهی و اهمال نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نمی بریم )

ما آنقدر فراموشکاریم که یادمان می رود امام زمان همان امامی است که ما را از یاد نمی برد .

او از ما دفاع می کند ، او بلاها را از ما دور می سازد .

چرا ما مدافع حریم او و بلاگردان او نباشیم ؟

با درنگی کوتاه در این سخن بلند ، از آن امام مهربان و دلسوز ، جا دارد که شرمنده شویم

و عرضه بداریم :

بار الها ، ما را ببخش که با چنان امام مهربانی ، این گونه رفتار می کنیم .

بار الها ، از اینکه امام زمانمان را فراموش می کنیم ، ما را ببخش...!

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج.......

+نوشته شده در یکشنبه 10 آذر1387ساعت12:13توسط سارا |