سلام علي آل ياسين
و امروز منتظر چشم به راهی است فریاد گر ...
آقاي من ؛ مولاي غريب من ؛ اي مسافر بيابان هاي تنهايي ؛ مضطر فاطمه ؛
اسير آل محمد(ص) ؛ پدر
مهربان اهل عالم ؛
ميخواهم غربتت را حكايت كنم ؛ غربتي كه دوازده قرن است ريشه دوانيده ؛
غربتي كه اشك آسمان و زمين را جاري ساخته ؛ غربتي كه حتي براي برخي
محبّانت، غريب و ناشناخته است؛ غربتي كه اجداد طاهرينت ، پيش از تولد تو
بر آن گريستهاند. من از تصوير اين غربت و غم ناتوانم.
از
كجا آغاز كنم؟ از خود بگويم يا از ديگران؟ از آناني بگويم كه خاطر شريفت
را مي آزارند ، از آنهايي كه دستان پدرانه و مهربانت را خونريز معرفي مي
كند؟ از آنها كه حتي دوستانت را از ظهورت مي ترسانند؟
مولاي من... گويي همه چيز ، دست به دست هم داده است تا شما در غربت بمانيد.
از خود آغاز مي كنم كه اگر هر كس از خود شروع كند ، امر فرج اصلاح خواهد شد.
مي خواهم به سوي تو برگردم!
يقين دارم بر گذشته هاي پر از غفلتم كريمانه چشم مي پوشي ؛ مي دانم توبهام را قبول مي كني و با آغوش باز مرا مي پذيري ؛
مي دانم در همان لحظهها ، روزها و سالهاي غفلت هم ، برايم دعا مي كردي .
من از تو گريزان بودم ؛ اما تو هم چون پدري مهربان دورادور مرا زير نظر داشتي. . . العفو . . . العفو . . .
بياييد اندكي فكر كنيم !
آيا تاكنون به غربت امام زمان انديشيده يا اصلاً فكر كردهايم ؟
ناآگاهي از غربت امام عصر (عج) يا باور نداشتن غربت آن جناب ، يا غفلت از اين غربت ، اولين وجه از غريبي امام زمان است.
مولاي من ؛ ارزو داشتم مرا عبدالمهدي ميناميدند.
دوست داشتم از همان اول ، اذان عشق تو را در گوشم زمزمه كرده بودند.
اي كاش از ابتدا مرا براي تو نذر كرده ، حلقهي غلاميات را بر گوشم افكنده بودند !
اي كاش كامم را با نام تو بر ميداشتند و حرز تو را همراهم ميكردند !
مهدي
جانم! دوست داشتم با نام نامي تو زبان باز ميكردم ، اي كاش آن اوايل كه
زبان گشودم ، نزديكانم ، مرا به گفتن « يا مهدي » واميداشتند !
اي
كاش مهد كودكم ، مهد آشنايي با تو بود . كاشكي در كلاس اول دبستان ،
آموزگارم ، الفباي عشق تو را به من ياد ميداد و نام زيباي تو را ، سرمشق
دفترچهي تكليفم قرار ميداد.
در دورهي راهنمايي ، هيچكس مرا به خيمهي سبز تو راهنمايي نكرد.
در سالهاي دبيرستان ، كسي مرا با تو ، كه قطب عالم امكان هستي ، پيوند نزد.
وقتي
براي كنكور درس ميخواندم ، كسي مرا براي ثبتنام در دانشگاه معرفت و محبت
امام زمان (ع) تشويق نكرد . كسي برايم تبيين نكرد كه معرفت امام نيز مراتب
دارد و خيليها تا اخر عمر در همان دوران طفوليت و مهد كودك خويش در جا
ميزنند.
پس از فراغت از تحصيل نيز ، ادارهي زندگي و دغدغهي معاش ، مجالي براي فكركردن راجع به تو برايم باقي نگذاشت !
مولاي مهربانم ؛ محبوب دلم ؛
اينك
اما ، در عمق ضمير خود ، تو را يافتهام ؛ چندي است با ديدهي دل ، تو را
پيدا كردهام ؛ درر قلب خويش گرماي حضورت را با تمام وجود حس ميكنم ؛
گويي دوباره متولد شدهام . تعارف بردار نيست . زندگي بدون تو كه امام عصر
و پدر مهربان زمانهاي ، « مردگي»
است و اگر كسي هم چون من ، پس از عمري غفلت به تو رسيد ، حق دارد احساس
تولدي دوباره كند ؛ حق دارد از تو بخواهد از اين پس او را رها نكني و در
فتنهها و ابتلائات آخرالزمان از او دستگيري ؛ حق دارد به شكرانهي اين
نعمت ، پيشاني ادب بر خاك بسايد و با خداي خود زمزمه كند:
الحمد لله الذي
هدانا لهذا و ما كنا لنهتدي لو لا أن هدانا الله
خیلی نیازمند دعام
اللهم عجل لولیک الفرج....
انتظار بدون عنصر پایداری و شکیبایی و صبر در برابر مشکلات ، پوسته ای است بدون مغز
و قالبی است بی محتوا ، و در حقیقت انتظار نیست ، روح و جوهر اصلی انتظار ،
مقاومت و صبر است !
کسی که منتظر تحقق یافتن هدف آرمانی است باید تا فرا رسیدن زمان پیدایی هدف
و شکل گرفتن آرمان ، پایداری و شکیبایی کند و تاب و توان از دست ندهد ٬
و هر ناملایمی را در آن راه با بردباری بپذیرد .
و چون صبر و پایداری را از دست داد و بی شکیب گردید و تاب و توان بر زمین نهاد ،
انتظار را نیز از دست داده است ، زیرا که پایداری و صبر ،
تحقق بخش جوهر انتظار است !
از این رو همواره خصلت الهی و حیاتی انتظار با صبر و پایداری قرین گشته است .
و در احادیث از انتظار در پرتو صبر و انتاظر فرج با صبر سخن گفته اند :
امام علی «ع» :
* ... استعینوا بالله و اصبروا ان الارض لله یورثها من یشاء من عباده و العاقبة للمتقین .
... از خدا کمک بگیرید و پایداری پیشه سازید ، که زمین از آن خداست و به هر کس خواست
آن را به وراثت می دهد ، و سرانجام (نیک) از آن پروا پیشگان است . « مکیال» ۲ / ۱۹۵
وعده ی حتمی الهی درباره ی وراثت صالحان پهنه ی زمین ، در صورت صبر و
استقامت تحقق می پذیرد !
امام صادق «ع» :
* من دین الائمة الورع ... و انتظار الفرج بالصبر .
از دین امامان (که مردم را به آن فر می خوانند) پارسایی است ... و انتظار فرج با
صبر و شکیبایی .
« بحار » ۵۲ / ۱۲۲
امام رضا «ع» :
* ما احسن الصبر و انتظار الفرج ...
چه نیکو است شکیبایی و انتظار فرج ... « بحار » ۵۲ / ۱۲۹
صبرو پایداری مردم در آخر الزمان شتایش شده است ، و همین خصلت مهم ،
مایه ی امتیاز آنان از مسلمانان صدر اسلام به شمار آمده است !
هدف اصلی از انتظار ،زنده نگه داشتن روح امید و نشاط ، و احساس تعهد و مسئولیت ،
و پیوند روحی با امام موعود است .
و زنده بودن امید و احساس مسئولیت بدون صبر ممکن نیست .
امام علی «ع» می فرماید
منتظر فرج باشید و از گشایش الهی مایوس نگردید زیرا که محبوب ترین کلرها نزد خداوند
انتظار فرج است .
زمینه ی اصلی پایبندی به تکلیف و پیوند با حق و عدل و امام موعود «ع» در انتظار
تحقق می پذیرد .
و انتظار است که پدید آورنده ی امید است و یاس است که عامل اصلی تکلیف نشناسی
و بی تعهدی و دوری از حق و عدالت و گسستن پیوند از امام و آرمانهای الهی اوست .
بنابر این جا دارد که انتظار فرج و امید آینده و تحقق جامعه ی آرمانی مهدوی برترین
اعمال شمرده شده است .!
التماس دعا
اللهم عجل لولیک الفرج...
خواب ديدم كه شبي رهگذري مي آيد
"شب دلتنگ مرا سر زده مي آرايد"
مي رسد تا كه پس از اين همه دلتنگي ها
گره از بغض غزل هاي ترم بگشايد
اين همه شور كه در ذهن غزل هاي من است
بوي ياسي ست كه از هرم تنش مي آيد
غزلم نذر نگاهت مددي كن؛ چنديست
مرگ دارد تن خود را به تنم مي سايد

چند وقتیه نمی دونم چی بنویسم !
فکر کنم این شعر فعلا کافیه تا موضوعی به ذهنم برسه !
التماس دعا
اللهم عجل لولیک الفرج....
| Design By : Night Melody |


