تبليغاتX
سلام علي آل ياسين





















سلام علي آل ياسين

و امروز منتظر چشم به راهی است فریاد گر ...

 

یا صاحب الزمان ! داستان یوسف را گفتن وشنیدن به بهانه ی توست
شرمنده ایم
می دانیم گناهان ما همان چاه غیبت توست
می دانیم کوتاهیها ، نادانیها و سستیهای ما ، ستمهایی است که در حق تو کرده ایم
یعقوب به پسران گفت : به جستجوی یوسف برخیزید
و ما با روسیاهی و شرمندگی ، آمده ایم تا از تو نشانی بگیریم
به ما گفته اند اگر به جستجوی تو برخیزیم ، نشانی از تو می یابیم
اما ای فرزند احمد ! آیا راهی به سوی تو هست تا به دیدارت آییم
اگر بگویند برای یافتن تو باید بیابانها را در نوردیم ، در می نوردیم
اگر بگویند برای دیدار تو باید سر به کوه و صحرا گذاریم ، می گذاریم
!ای یوسف زهرا
خاندان یعقوب پریشان و گرفتار بودند
ما و خاندانمان نیز گرفتاریم
روی پریشان ما را بنگر . چهره زردمان را ببین
به ما ترحم کن که بیچاره ایم و مضطر
!ای عزیزِ مصرِ وجود
سراسر جهان را تیره روزی فرا گرفته است
نیازمندیم ! محتاجیم و در عین حال گناهکار
از ما بگذر و پیمانه جانمان را از محبت پر کن
یابن الحسن !
برادران یوسف وقتی به نزد او آمدند کالایی – هر چند اندک – آورده بودند
سفارش نامه ای هم از یعقوب داشتند
...اما
!ای آقا ! ای کریم ! ای سرور
ما درماندگان ، دستمان خالی و رویمان سیاه است
آن کالای اندک را هم نداریم
اما... نه
کالایی هر چند ناقابل و کم بها آورده ایم
دل شکسته داریم
و مقدورمان هم سری است که در پایت افکنیم
ناامیدیم و به امید آمده ایم
افسرده ایم و چشم به لطف و احسان تو دوخته ایم
سفارش نامه ای هم داریم
پهلوی شکسته مادر مظلومه ات زهرا را به شفاعت آورده ایم
!یا صاحب الزمان
به یقین ، تو از یوسف مهربانتری
تو از یوسف بخشنده تری
به فریادمان برس ، درمانده ایم
!ای یوسف گم گشته ! و ای گم گشته ی یعقوب
یعقوب وار ، چه شبها و روزها که در فراق تو آرام و قرار نداریم
در دوران پر درد هجران ، اشک می ریزیم و می گوییم
تا به کی حیران و سرگردان تو باشیم
تا به کی رخ نادیده ترا وصف کنیم
با چه زبانی و چه بیانی از اوصاف تو بگوییم و چگونه با تو نجوا کنیم
سخت است بر ما ، که از دوری تو ، روز و شب اشک بریزیم
سخت است بر ما ، که مردم نادان تر واگذارند
سخت است بر ما ، که دوستان ، یاد ترا کوچک شمارند
!یا بقّیةالله
خسته ایم و افسرده
نالانیم و پژمرده
گریه امانمان را بریده است
غم دوری ، دیوانه مان کرده است
:اما نمی دانیم چه شیرینی و حلاوتی در این درد و دوری است که می گوییم
کجاست آن که از غم هجران تو ناشکیبایی کند
تا من نیز در بی قراری ، یاریش دهم
کجاست آن چشم گریانی که از دوری تو اشک بریزد ؟
تا من او را در گریه یاری دهم
مولای من ! دیدگانمان از فراق تو بی فروغ گشته اند
و می دانیم پیراهن یوسف ، یادگار ابراهیم ، نزد توست
و ای کاش نسیمی از کوی تو
بوی آن پیراهن را به مشام جان ما برساند
و ای کاش پیکی ، پیراهن ترا به ارمغان بیاورد
تا نور دیدگانمان گردد
ای کاش پیش از مردن ، یک بار ترا به یک نگاه ببینیم
درازی دوران غیبت ، فروغ از چشمانمان برده است
کی می شود شب و روز ترا ببینیم و چشمانمان به دیدار تو روشن گردد ؟
شکست و سرافکندگی ، خوار و بی مقدارمان کرده است
کی می شود ترا ببینیم که پرچم پیروزی را برافراشته ای ؟
و ببینیم طعم تلخ شکست و سرافکندگی را به دشمن چشانده ای
کی می شود که ببینیم یاغیان و منکران حق را نابود کرده ای ؟
و ببینیم پشت سرکشان را شکسته ای
کی می شود که ببینیم ریشه ستمگران را برکنده ای ؟
...و اگر آن روز فرا رسد
و ما شاهد آن باشیم....
التماس دعا
اللهم عجل لولیک الفرج ...

+نوشته شده در جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت10:52توسط سارا |

به انتظار او نشستن زیباست


اما


وقتی که چشمانت به جای چهره ی زیبای او باید زشتی های روزگار را تحمل کند


این انتظار سخت می شود و سخت ؛


مثل آتشی که باید در دست نگاهش داری!

پ ن : نتونستم چیزی بنویسم ...

اللهم عجل لولیک الفرج ....

+نوشته شده در شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت13:45توسط سارا |

درد ما چیست ؟ آیا دردمان را در مقابل امام فهمیده ایم ؟ آیا فقط یک درد داریم ؟

دو درد دارم ؟ سه درد داریم ؟ آیا فقط در افعالمان دچار نقص و درد هستیم ؟

آیا تنها در عالم خیال اسیریم ؟ آیا فقط در نماز ، حضور نداریم ؟

در پاسخ باید گفت : همه چیزمان درد است . در دنیایمان بی شمار گره داریم ،

در افعال ، خیال و افکار ، بی اندازه درد داریم .

اما آیا کسی که این همه درد دارد ، برای مداوای دردش باید هر روز دنبال یک نفر برود ؟

یا با نظر خودش درد را مداوا کند ؟!

به خصوص اگر بفهمد ، که طبیب حاذقی هست که آنچه خوبان همه دارند ، او تنها و یکجا

 دارد .

نشانی این طبیب حاذق کجاست ؟

چگونه می شود به دنبال او رفت ؟

او در کنار ماست ، اما باید دردمان را ادراک کنیم ، او و توانایی هایش ار بشناسیم

و درمان درد خود را از او بخواهیم .

طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق ، لیک

اگر درد نبیند که را دوا بکند ؟

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج....

+نوشته شده در پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت16:32توسط سارا |