تبليغاتX
سلام علي آل ياسين





















سلام علي آل ياسين

و امروز منتظر چشم به راهی است فریاد گر ...

بسیاری خود را دیندار می دانند
 
و آدمها را به خوب و بد تقسیم می کنند ...
 
آنها متکبرانه خود را
 
قاضی فضیلت ها و رذیلت های مردمان می دانند ..
 
آنها نمی دانند که یک عمل را نمی توان مبنای قضاوت در مورد
 
 تمامی زندگی فرد قرار داد ...
 
آنها نمی دانند خدایی کردن و آدم ها را در ترازوی نامیزان ذهن سنجیدن
 
 خود زشت ترین
 
کار است ...
 
پاکان از اینگونه قضاوت مبرایند ..
 
در ضمن ، ناکرده گناه در جهان کیست ؟ بگو ...
 
آن کس که گنه نکرد ، چون زیست ؟ بگو ...
 
من بد کنم و تو بد مکافات دهی ..
 
پس فرق میان من و تو چیست ؟ بگو ...
 
و تو کیستی که به قضاوت در مود دیگران بنشینی ؟
 
کیست که این مقام داوری را به تو بخشیده است ؟
 
بی تردید تو را نگاهی تیز نیست که به درون آدم ها بروی و کانون جوشان
 
 آرزوها و اشتیاقشان
 
را ببینی ...
 
تو فقط ظاهر اعمال را می بینی ...
 
باید مزاحمت ها رو تحمل کنم
 
نمی خوام وبم اینجوری پیش بره
 
نظرا رو باز می ذارم
 
خدا کند که بیایی و ما رو از این وضعیت نجات بدی ...
 
التماس دعا
 
اللهم عجل لولیک الفرج....

+نوشته شده در پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت12:22توسط سارا | |

دیندار واقعی ، قدرت مدار نیست ، خدا مدار است ، هستی مدار است ، دیندار واقعی ،

با شهرت طلبی چشمان خویش را به روی زندگی پاک و معصوم نمی بندد ...

دوستان عزیزم به علت اینکه بعضی از خدا بی خبرااا برام مزاحمت ایجاد می کنن ..

و چون این وب برام خیلی با ارزشه نمی خوام دست از نوشتن بر دارم

ولی از این به به بعد کامنتا بسته می مونن ...

ممنونم که تو این مدت بهم سر زدید به وبای زیباتون حتما سر می زنم ....

التماس دعا....

اللهم عجل لولیک الفرج.........

+نوشته شده در دوشنبه 18 خرداد1388ساعت16:18توسط سارا |

شیطان
اندازه یک حبّه قند است
گاهی می افتد توی فنجانِ دلِ ما
حل می شود آرام آرام
بی آنکه اصلا ً ما بفهمیم
و روحمان سر می کشد آن را
آن چای شیرین را
شیطان زهرآگین ِدیرین را
آن وقت او
خون می شود در خانه تن
می چرخد و می گردد و می ماند آنجا
او می شود من
***
طعم دهانم تلخ ِتلخ است
انگار سمی قطره قطره
رفته میان تاروپودم
این لکه ها چیست؟
!بر روح ِ سرتاپا کبودم
ای وای پیش از آنکه از این سم بمیرم
باید که از دست خودت دارو بگیرم
ای آنکه داروخانه ات
هر موقع باز است
من ناخوشم
داروی من راز و نیاز است
چشمان من ابر است و هی باران می آید
اما بگو
کِی می رود این درد و کِی درمان می آید؟
***
شب بود اما
صبح آمده این دوروبرها
این ردپای روشن اوست
این بال و پرها
***
:لطفت برایم نسخه پیچید
یک شیشه شربت، آسمان
یک قرص ِخورشید
یک استکان یاد خدا باید بنوشم
معجونی از نور و دعا باید بنوشم
 
التماس دعا
اللهم عجل لولیک الفرج...

+نوشته شده در جمعه 15 خرداد1388ساعت15:7توسط سارا |

فاطمه کوثری است از جانب حضرت معبود ، به بالاترین رتبه ی وجود ...

کوثری است مملو از خیر کثیر ، خیر کثیری اعطا شده به رسول ...

این کوثر برای پیامبر «ص» ام ابیها بود و ظهور کوثریت و خیر کثیر بودن فاطمه «س» در همین

لقب بود ...

مادر پدر شد ، اما کدام پدر ؟

آیا پدر خاکی ؟

او که مادرش آمنه بود ...

پس فاطمه «س» ، مادر پدر حقیقی بود .

حقیقتی که هرچه خدا داشت ، گرفت تا ظهور دهد ...

همان گونه که در جهان مادی و نظام طبیعت ، زن مادر است و عناصر چهار گانه را در بطن خود

پرورش می دهد و از امتزاج این عناصر ، موجودی را در بطن خود می پروارند که دارای

تمام عوالم وجودی است ، موجودی که زبده و عصاره ی تمام زیبایی های هستی است ،

همین گونه نیز در کل نظام هستی این پرورش ، مربوط به حضرت فاطمه «س» است ....

یعنی عصاره ، زبده و حقیقت حق تعالی ، که در حقیقت پیامبر «ص» و نور محمدیه

تجلی یافته ، در وجود نورانی حضرت زهرا «س» پرورش می یابد ...

امام صادق «ع» فرمودند :

« فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد ادرک لیلة القدر »

هرکس به شناخت حقیقی فاطمه «س» دست یابد بی گمان شب قدر را درک کرده است .

حضرت فاطمه «س» تمام حقایق قرآن را گرفت و در بطن خویش پرورش داد ،

در حالی که محبان ایشان هنوز در لفظ قرآن اسیرند ...!

دشمنان آن حضرت ، فاطمه «س» را در بغض نشناختند و ما محبان ،

در دوستی های دروغین و وهمی ...

اینجاست که باید گفت :

 ما ادراک ما لیلة القدر مساوی است با « ما ادراک ما الفاطمة »

شهادت حضرت فاطمه «س» را به پیشگاه امام عصر «ع» تسلیت عرض می کنم ...

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج ...

+نوشته شده در دوشنبه 4 خرداد1388ساعت19:36توسط سارا |