تبليغاتX
سلام علي آل ياسين - بیان جامعیت در زیارت آل یس ...

سلام علي آل ياسين

و امروز منتظر چشم به راهی است فریاد گر ...

بیان جامعیت در زیارت آل یس ...

 

وقتی زیارت آل یس را می می خوانید ، هیچ فکر کرده اید که این زیارت

می خواهد چه چیزهایی را به شما بگوید ؟

جایی کلمه ی « حین »  را می آورد :

السلام علیک حین تقوم ، السلام علیک حین تقعد ...

و جای دیگر می گوید :

السلام علیک بجوامع السلام

« حین » حرکت امام را در ماده مطرح می کند ، تقعد و تقوم در ماده است .

امام زمان خود ، این زیارت را به ما القا فرموده اند ، یعنی می خواهند که ما ایشان را

در جامعیت بگیریم !

می خواهد که ما ریش و قیچی را در تمام عوالم به دست او بدهیم ، تا ما را بالا بکشد ...

عین الانسان ، تنها کانالی است که می تواند ما را به اسم الله برساند .

مطلوب حقیقی مان ، رسیدن به مقصد و مقصود حقیقی اوست .

اوست که مقصد و مقصود دارد .

مقصد حقیقی ما برای رسیدن به مقصد او ، انسان کامل « امام زمان » است .

برای همین هم در دعای ندبه می خوانیم :

فلیبک الباکون و ایهم فلیندب النادبون

« پس گریه کنندگان باید بگریند و زاری کنندگان باید بر آنها زاری کنند »

یعنی برای او باید سوزیم و بمیریم .

معنی انسانیت را چشیدن ، ساده نیست ، ضجه ها ، گریه ها ، ناله ها و فریاد رسی ها

می خواهد ، تا امام زمان را پیدا کنیم .

اگر فکر کنیم بدون ارتباط با امام زمان «ع» می توانیم به خدا برسیم و خدا را در وجودمان

پیدا کنیم اشتباه کرده ایم .

حضرت حجت ، عبد محض ، عین العبد و عین الانسان است ،

چرا که در راستای تمام اسما حسنای الهی حرکت می کند ..

این اسما در هر سه عالم ماده ، ملکوت و عقل کار می کند ، پس آن کس

که جامع تمام اسما الهی

است ، در هر سه عالم ، متعادل پیش می رود ...

از آنجا که عین انسانی ما صاحب الزمان است ،

پس ثمره ی ، غایت و نهایت وجودمان ، منظور از بدایت و نهایتمان ، جمع اول و آخرمان

صاحب الزمان است !

از این رو ، چاره ای نداریم جز اینکه ، از طریق او راه برویم ،

زیرا خداوند ، وجود و کمالات وجود را از این طریق افاضه می کند ..

اگر بخواهیم با کمال ارتباط برقرار کنیم ، چاره ای نداریم جز اینکه به اسما اعظم الهی ،

که همان عین الانسان است ، دسترسی پیدا کنیم ...

منبع : توهم در دیدار امام زمان نوشته فاطمه میرزایی ( لطفی آذر )

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 تیر1388ساعت 14:40  توسط سارا   |