تولد دوباره
در گنداب تفکر جاهلانه و خودسرانه شاد و خرسند تن می شوییم و باور نمی کنیم در سراسرای
جهنم ایستاده ایم و مست رواق اهریمنیم و باور نمی کنیم غرق در اطمینان خودخواهانه هستیم
و باور نمی کنیم چون کودکی غریب انگشت ابلیس آخرالزمان را می مکیم و لبخند می زنیم ..
کاش می توانستیم نگاهی به آن سوی باورهایمان بیندازیم و ببینیم از پس راه امروز چه راهی است ...
و کاش نمی گذاشتیم اهریمن بر پیشانی مان بوسه زند تا عقل دور اندیش نمیرد ...
سزا نیست از سرمایه ی یقین دست بشوییم و آن را وا گذاریم .. در شان ما نیست خمیر عشق
را از دست بدهیم و باور کنیم پنجره انتظار را ...
با تپش آن وضو کنیم و از گمراهی دور دور شویم
و از صلب انتظار متولد شویم و با این تولد دوباره جز راه آسمان نپوییم ...
التماس دعا
اللهم عجل لولیک الفرج ..
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۰ ساعت 11:36 توسط ســـــــــارا
|
ای شنواترین شنوندگان !