بر این سطور چه می نگاری قلم!

از چه کسی سخن می گویی؟

چه می توانی بگویی از مقام و عظمت کسی که جز آنها

که عدل اویند او را نمی شناسند؟

مگر تو می توانی شناسای او باشی؟

با کدام کلمات؟

با کدام جملات؟

با کدام عبارات و اصطلاحات؟

همین قدر که می گویی او عزیز است و مهربان و کریم،

و ما را با این همه غفلت و بی توجهی و گریز و نمک نشناسی

از یاد نمی برد این ها را هم از خودش داری.

پس حال که خود هیچ نداری خاموش !

بگذار کمی دل از او بگوید.

بگذار لحظه ای تامل و درنگ کنیم تا ببینیم کجای عالمیم؟

کجای خلقتیم؟

ما را واگذار تا کمی به خود آییم، خود را بتکانیم ، از وابستگی های

دنیا فاصله بگیریم، به بندگی خدا روی آوریم.

امام زمانمان را صدا کنیم.

ما را واگذار تا رو گردانیم از هرچه و هرکه از او رو گردانده است.

ما رو واگذار تا بی توجه باشیم به هرکس که توجهی به او ندارد.

بگذار تا دوستان واقعی اش را پیدا کنیم و پیروان حقیقی اش

را بیابیم.

نه آنها که می گویند شیعه ی اوییم، اما یکبار در هفته به یاد

او نمی افتند...

بس کن!

ما را واگذار تا بیندشیم.

خود را پیدا کنیم .

خالصانه به مولایمان سلام کنیم.

رو به قبله بایستیم ، دست بر سر گذاریم و بگوییم:

   «السلام علیک با بقیه الله فی ارضه»

مولای من تنها خواسته ی ما آمدن شماست.

چرا که در مقدم ظهورتان برکت است و رحمت،

نور است و هدایت و البته انتقام است از دشمنان.

و ما آن بهار را چشم به راهیم..

مولود نیمه شعبان بر همگان مبارک.

التماس دعا...