فاطمیه ..
شب قدري و بُوَد قدر تو پنهان ، زهرا
.
.
آسمان بي قراري ميكند و عرق شرم زمين جاري ميشود ،آنگاه كه تابوت تنهايي بانوي
بي نشان (فاطمه) سنگيني رنج بي منتهاي خود را بر شانه تجسم مظلوميت شيعه (علي)
مي نهد و از اين پس فريادهاي خاموش بقيع مونس تنهايي علي خواهد بود
.
.
طعنه از دشمنت ای دوست شنیدن تا کی؟ به بدن پیرهن صبر دریدن تا کی؟
پیش رو بودن و روی تو ندیدن تا کی؟ بار هجران تو بردوش کشیدن تا کی؟؟
دوست دارم دنیا رو بدم و برگردم به یک هفته پیش ..
به پنج شنبه و جمعه ای که تو صحن بین الحرمین قدم بر می داشتم ...
دوست دارم برگردم به لحظه ای که با دیدن گودال قتلگاه برای چندمین بار کل
وجودم لرزید و دنیا رو سرم آوار شد ...
دوست دارم برگردم به لحظه هایی که میرفتم یک گوشه و زل می زدم به گنبد طلای حسین [ع]
که از پشت شیشه ها معلوم بود و اون پرچم قرمز که حالم رو دگرگون می کرد ...
.
.
فاطميه آمد و آن همدم و مونس كجاست
شمع مي پرسد ز پروانه گل نرگس كجاستدر عزاي مادرت يابن الحسن يك دم بيا
تا نپرسند اين جماعت باني مجلس كجاست !!
ای شنواترین شنوندگان !